خلیل الرحمن سعید
در باب معجزات پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم
این تفصیل را مختصر نوشتم بنابر اینکه در فرصت سفر به منابع زیاد دسترسی نداشتم؛ اما خواستم برای دوستانی که نقد را قبل از پرسش و اعتراض را قبل از استفسار بهتر بلد هستند، نکاتی را بیان نمایم، و کلام اهل علم را در زمینه واضح بسازم. به این امید که این مختصر مفید واقع گردد، و سخن در سیاق آن فهمیده شود و در راستای قضاوت مقولات، انصاف و عدالت زیر پا نگردد.
...
اینکه گاه به قصد تجلیل و تبجیل گفته میشود: «فلانی از معجزات نبوی است»، صرفنظر از آنکه آن فلانی چه کسی باشد، و فارغ از اینکه با او موافق باشیم یا مخالف، و یا او را ولی بدانیم یا شقی؛ موضوعی است که برخی از دوستان نسبت به آن انتقاد، و بلکه اعتراض کردهاند و گفتهاند: چنین امری چگونه ممکن است، در حالیکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم اکنون در میان ما نیست، و دستکم میان شیخ اکبر و پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم از حیث زمانی شش قرن فاصله وجود دارد؟!
برای تبیین صحیح این مسئله، لازم است نخست شناختی ـ هرچند مختصر ـ از مفهوم معجزه و اقسام آن به دست آوریم و این مفهوم دقیق شرعی را از خلال آثار معتبر علما بررسی کنیم.
معجزه، چنانکه امام نسفی در کتاب التمهید لقواعد التوحید بیان میکند، عبارت از "ظهور امر ناقضِ عادت در دارالتکلیف است، تا صدق مدعی نبوت را نشان دهد و از اینکه کسی با آوردن عمل همانند آن با او به مقابله برخاسته بتواند، عاجز باش".
(رجوع شود به: التمهید، باب دوم، کتاب وحی و نبوت)
بر اساس همین تعریف، علمای ما معجزات پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم را به دو بخش کلی ذیل تقسیم کردهاند:
یکم: معجزات حسی؛ همانند جاری شدن آب از لابهلای دستان مبارک ایشان، یا سخن گفتن آن حضرت با سنگ و مانند آن. و این نوع معجزات نیز به نوبه خود به سه دستهی ذیل تقسیم میشود: (خارج ذاته، في ذاته، في أخلاقه)
دوم: معجزات معنوی؛ که این بخش نیز به چهار قسم ذیل تقسیم میگردد:
1. آنچه به حال پیامبر صلی الله علیه وسلم مربوط میشود.
2. آنچه به نسب ایشان ارتباط دارد.
3. آنچه به دعوت آن حضرت مربوط است.
4. آنچه به اخبار ایشان تعلق میگیرد.
(رجوع شود به: تبصرة الأدلة لأبي المعين النسفي، ج 2، ص 724)
از آنجا که بحث ما ناظر به قسم چهارم، یعنی «اخبار پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم» است، از پرداختن به فروع و تقسیمات سایر اقسام صرفنظر میکنیم و تنها به تبیین این بخش میپردازیم.
اخبار پیامبر اکرم صلیاللهعلیه وسلم نیز میتواند به زمان گذشته یا آینده تعلق گیرد.
مثلا وقایع و حوادثی که پس از رحلت سرور اکرم صلی الله علیه وسلم واقع میشود و پیامبر صلی الله علیه وسلم یا بهگونهی عمومی، و یا بهصورت اختصاصی، از آنها خبر داده باشد.
از جملهی این اخبار، حدیث مشهور تجدید دین است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الأُمَّةِ عَلَى رَأْسِ كُلِّ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِينَهَا»
بر پایهی این خبر صادق نبوی، ظهور علمای بزرگی چون عمر بن عبدالعزیز یا ابوحنیفه، مالک، شافعی و دیگر مجددان امت در قرون مختلف، از مصادیق روشن تحقق اخبار پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بوده و از همین جهت، از معجزات نبوی شمرده میشوند.
همچنین در همین چارچوب، حدیث معروف ثریا مفهوم میشود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«لَوْ كَانَ الْعِلْمُ عِنْدَ الثُّرَيَّا، لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنْ أَبْنَاءِ فَارِسَ»
علما تصریح کردهاند که تحقق این وعدهی نبوی غالباً در وجود امام ابوحنیفه بهگونهای آشکار متحقق است؛ از اینرو، وی از مصادیق بارز تحقق اخبار پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم و در نتیجه، از معجزات آن حضرت دانسته میشود.
شاید بر پایه همین برداشت بوده است که شيخ ما، دکتر سعد الدمنهوری، امام غزالی را بزرگترین معجزه پیامبر صلی الله علیه وسلم میدانست. و بلکه شیخ مصطفی صبری، آخرین شیخالاسلام حکومت عثمانی، ظهور علمایی چون محمد زاهد کوثری را از معجزات پیامبر صلی الله علیه وسلم به شمار میآورد و در تجلیل از او چنین میگوید:
"ان صديقي الشيخ زاهد أبقاه الله للإسلام وعلمائه، غواصٌّ منقطع النظير في البحرين المحيطين، اللذين هما: علم الحديث والفقه؛ واللذين امتاز بهما الإسلام على جميع الأديان، وعلماؤه على علمائها في ضبط وتحقيق الحقائق الدينية، فأصبحا -أي العلمان، و علماؤها- أكبر معجزات محمد ﷺ، و أدومها، بعد معجزة القرآن، و أشمل منها، نظراً إلى أن إعجاز القرآن يخص فهمه بالعرب، وفهم معجزة علمي الفقه والحديث يعم كل ذي عقل و إنصاف.." (موقف العقل و العلم و العالم، شیخ الاسلام مصطفی صبری التوقادی)
«دوست من، شیخ زاهد ـ که خداوند او را برای اسلام و علمايش حفظ کند ـ غواصی بینظیر در دو دریای ژرف است؛ و آن دو، علم حدیث و فقهاند؛ دو دانشی که اسلام به وسیله آنها بر همه ادیان برتری یافته و عالمانش بر دیگر عالمان، در ضبط و تحقیق حقایق دینی، امتیاز پیدا کردهاند. از اینرو، این دو علم و عالمان آنها، پس از معجزه قرآن، بزرگترین و پایدارترین معجزات محمد ﷺ به شمار میآیند..»
همچنان شارحین وجود علمای صادق در هر عصر را معجزهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیه وسلم دانسته اند و به روایت معروف "يحمِلُ هذا العلمَ من كلِّ خلَفٍ عدولُه ينفونَ عنهُ تحريفَ الغالينَ وانتحالَ المبطلينَ وتأويلَ الجاهلينَ" استناد کردهاند.
..
اما جدا از آنچه بیان گردید، متکلمین ما در ذیل بحث معجزات سرور اکرم صلی الله علیه وسلم، ولایت و کرامت اولیاء را نیز داخل دانستهاند؛ زیرا به باور ایشان، ظهور اولیاء در اعصار مختلف، در حقیقت از معجزات پیامبر صلی الله علیه وسلم است که پس از رحلت آن حضرت تحقق یافته است. چرا که هیچ انسانی به مقام ولایت نمیرسد، مگر به سبب اتباع رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و برقراری تعلق عملی و اعتقادی با آن حضرت.
مثلاً امام نسفی در کتاب تبصرة الأدلة ذیل عنوان -المعجزات التي ظهرت بعد وفاته؛ معجزاتی که بعد از وفات پیامبر صلیاللهعلیهوسلم ظاهر شد- میگوید:
«وأما ما ظهر من معجزاته وأعلامه بعد وفاته، فكاستسقاء عمر، فإنه استسقى بالعباس، فسقوا حتى طفق الناس يمسحون أركان العباس ويقولون: هنيئًا لك ساقي الحرمين، وهذا مشهور تفتخر به بنو العباس..»
امام نسفی در این مقام، نزول باران به سبب دعای سیدنا عباس رضی الله عنه را در حقیقت از معجزات نبوی به شمار میآورد؛ زیرا بنابر باور متکلمین اهل سنت "كل كرامة ظهرت لولي ففيها معجزة النبي صلیاللهعلیهوسلم" یعنی هر کرامتی که از ولی صادر میشود در حقیقت معجزهی پیامبر اکرم صلیاللهعلیه وسلم است.
سپس امام نسفی در ادامه همین بحث چنین توضیح میدهد:
«وذلك لأنه لو تأمل لعرف أن كل كرامة لولي معجزة للرسول عليه السلام؛ فإن بظهورها يعلم أنه ولي، وكونه وليًا على كونه محقًا في عقيدته وتابعًا للرسول مقرًّا برسالته دليل على صحة رسالته؛ فكان ذلك على هذا التدريج دليلًا على صدق الرسول فيما ادعاه من الرسالة وبلّغ من الدين والشريعة»
(تبصرة الأدلة، ج 2، ص 777).
البته این قاعده تنها مورد تأیید علماء ماوراء النهر نیست، بلکه بنابر اطلاع نگارنده، هیچ عالمی از گذشته تا امروز با این اصل مخالفت نکرده است؛ و علمایی چون ابن تیمیه، ابن کثیر و دیگر ائمه علم، این قاعده را بارها در آثار خویش مورد تایید و تأکید قرار دادهاند.
مثلا امام ابن کثیر در بحث المعجزات از کتاب البدایة و النهایة میگوید:
"وذكر غير واحد من العلماء أن كرامات الأولياء معجزات للأنبياء؛ لأن الولي إنما نال ذلك ببركة متابعته لنبيه، وثواب إيمانه."
(رجوع شود به: معجزات النبي صلى الله عليه وسلم من كتاب البداية والنهاية، تحقیق السید ابراهیم امین)
و همانند این قول را ابن قیم در مدارج السالکین بیان میکند و میفرماید:
"وكرامات الأولياء: هي من معجزات الأنبياء. لأنهم إنما نالوها على أيديهم وبسبب اتباعهم فهي لهم كرامات.." (مدارج، فصل انواع السکینة، ص. 473)
و امثال این قول از ابن تیمیه و سائر علما بسیار نقل گردیده و شارحین کلام علما در این مورد مفصلاً توضیح دادهاند و معرفت، ولایت و علما را از بزرگترین معجزات معنوی رسول اکرم صلیالله علیهوسلم به شمار آوردهاند.
"وقد جزم الإمام ابن تيمية - رحمه الله - أن كرامات الأولياء من معجزات النبي صلى الله عليه وسلم، وأوضح أن الآيات الدالة على نبوة محمد - صلى الله عليه وسلم - وعموم رسالته نوعان:
الف: ما صار معلوما بالخبر الصادق كمعجزات موسى وعيسى عليهما السلام.
ب: ما هو باق إلى اليوم، كالقرآن الذي هو من أعلام نبوة النبي صلى الله عليه وسلم، وكالعلم والإيمان الذي في أتباعه؛ فإنه من أعلام نبوته، وكشريعته التي أتى بها؛ فإنه من أعلام نبوته، وكالآيات التي يظهرها الله وقتا بعد وقت من كرامات الصالحين من أمته، وظهور دينه بالحجة والبرهان، واليد والسنان، والعقوبات"
(رجوع شود به: کتاب فقه الدعوة فی صحیح البخاری از سعید بن علی القحطانی، ص. 768)
بناء با فهم این مسئله، دانسته میشود که وجود اولیاء الهی و به تبع آن کرامت آنان از بزرگترین معجزات سرور مختار صلی الله علیه وسلم است، زیرا چنانکه بیان نمودیم، این مقام به برکت اتباع وی حاصل گردیده و نتیجهی دعوت ایشان صلیاللهعلیهوسلم است. به همین خاطر، قول اینکه ابوحنیفه یا شافعی از معجزات نبوی باشند، من باب گستردگی علمی که دارند و یا خدماتی که آنها انجام دادهاند و تاثیری که در حفظ و صیانت دین داشته اند، موردی است که نزد اهل تحقیق و دانش معلوم و ثابت است و نیز تصدیق اخباری است که در باب ظهور مجدد و علما در آینده بیان شده است.
از اینمختصر معلوم میگردد که برخی از معجزات پیامبر اکرم صلیالله علیه وسلم بعد از وفات وی متحقق میگردد و وقوع اخبار پیامبر صلیاللهعلیه وسلم و نیز بروز علما و کرامت اولیاء از این دسته از معجزات است.
...
اما در ارتباط با شیخ اکبر، سخن بسیار است. همینقدر کافی است که علمای بزرگی چون امام سرهندی و دیگران با وجود نقد شدید نظریات ایشان، وی را از اولیاء برشمردهاند و به مقامات او اذعان کردهاند. چنانکه امام مجدد، با نقد بر ظاهر برخی عبارات وی، نظریهی «وحدة الوجود» او را با ارائهی نظریهی «وحدة الشهود» اصلاح نموده و در عین حال، در حقّ او تعبیر «قدس الله سره» را به کار برده است.
بلکه بزرگانی چون علامه جلالالدین سیوطی در دفاع از آراء وی، کتاب «تنبيه الغبي بتبرئة ابن عربي» را نگاشته و در آن میگوید:
«الأفضل عندي في ابن عربي اعتقاد ولايته وتحريم النظر في كتبه إلا الراسخون في العلم».
همچنین علمایی چون علامه عبدالوهاب الشعرانی، با آنکه برخی آثار منسوب به وی را مدسوس میداند، شخص وی را از مقرّبان درگاه الهی دانسته است. و نیز محدثی بزرگی چون علامه انورشاه کشمیری در حقّ وی سکوت اختیار کرده است.
کما اینکه علامه نابلسی و شیخ محمد صدیق الغماری از مریدان مکتب شیخ اکبر شناخته میشوند. بل سخنان مشایخ و محدثین شام در تایید وی معروف و مشهور است.
البته کم نیستند علمایی که وی را تکفیر کردهاند و ظاهر برخی عبارات او را بر زندقه حمل نمودهاند.
علیایحال، شیخ اکبر همچنان محلّ نزاع و اختلاف است و ما به تأسی از امام مجدد و امام سیوطی و نیز نظر به آنچه از مشایخ خویش فرا گرفتهایم، وی را عالم و در عین حال صاحب نظریات شاذ میدانیم و برخی آثار وی را مدسوس میبینیم و نهایتاً تقلید در تصدیق ایمان اشخاص را بهتر از تقلید در تکفیر آنان میدانیم.
والله أعلم، ورضي الله عن ساداتنا وعلمائنا.
مردم مسلمان افغانستان مردم متحد، صلح دوست، عرفان دوست، پيرو مذهب امام اعظم ابوحنيفه (رح) و بيزار از هر نوع بي اتفاقي و خشونت است. متاسفانه مدارس و مراكزي در شهر هرات فعاليت دارند و موجب بي نظمي، بي عقيده گي؛ و تكفير و توهين به امامان مجتهد و ائمه دين مي كنند، لذا بر آن شديم تا جمعي از نويسندگان از حريم عقيده و مذهب اهل سنت و جماعت دفاع نمائيم. منتظر نظرات، پيشنهادات و انتقادات شما هستيم.