عمر جویا
کلام امام ابوحنیفه امتزاج لاهوت و ناسوت است؟
کلام امام طحاوی کلام مُبتدعین است؟
امام ابوحنیفه در رسالۀ الوصیه مینویسد: «رنگ و کاغذ و کتابتِ قرآن همه مخلوق اند، چون اینها افعال بندگان اند، درحالیکه کلام خدای تعالی غیرمخلوق است. نوشتار، حروف، کلمات و آیات – همه دلالتِ قرآن استند چون بندگان [برای فهم کلام خداوند] به اینها نیاز دارند. درحالیکه کلام خداوند متعال قائم به ذات خداوند است و معنایِ کلام خداوند از طریق همین چیزها فهمیده میشود» (الوصية: ص 457). عینِ همین عبارت در «فقه اکبر» نیز آمده است که ابن ابی العز از آن گاه گاهی نقل میکند.
یعنی، امام ابوحنیفه:
(1) کلام خداوند متعال را قائم به ذات خداوند میداند؛
(2) حروف و کلمات قرآن را «دلالاتِ قرآن» میداند که بواسطۀ اینها کلامِ خداوند متعال برای انسانها فهمیده میشود؛
(3) میان کلامِ خداوند که غیرمخلوق است و کتابت قرآن که مخلوق است تفکیک میورزد.
ابن ابی العز سلفی چنین سخن را امتزاج لاهوت و ناسوت میخواند و کفر میپندارد. او میگوید: «آنها میگویند که کلام الله همانا معنیِ قائم به ذات خداوند است که قابل شنیدن نیست، اما نظم [قرآن] شنیده میشود و مخلوق است، پس معنیِ قدیم بواسطۀ نظمِ مخلوق فهمیده میشود؛ این شبیه امتزاج لاهوت با ناسوت است که نصاری در باب عیسی علیه السلام گفتند» (شرح الطحاویة: ص 148).
****************
امام طحاوی «حد»، «ارکان»، «اعضاء» و «جهت» را از خداوند متعال صریحاً نفی میکند و مینویسد: «خداوند برتر است از آنکه حد و نهایتی داشته باشد، یا اینکه [ذات او] ارکانی داشته باشد، یا اعضاء [و اندامی] داشته باشد، یا ابزار [جسمانی] داشته باشد. و نیز جهات ششگانه او را احاطه نمیکند آنگونه که دیگر مخلوقات را احاطه میکند» (عقیدۀ طحاویه).
در شرحِ آن، ابن ابی العز سلفی مینویسد: «کسانی که اینها را نفی میکنند، با اینها [معانیِ] حق و باطل را نفی میکنند.... ما خداوند متعال را – نه از حیث نفی و نه از حیث اثبات – با چیزی وصف نمیکنیم که او خودش را وصف نکرده باشد و رسولش وی را وصف نکرده باشد، زیرا ما متابعین استیم نه مبتدعین» (شرح الطحاویة: ص 189).
ابن تیمیه نیز جهت تکفیر کسانی که «حد» را از خداوند متعال نفی میکنند، سخنِ ابوسعید دارمی را بگونۀ «تائیدی» نقل میکند که گفته است: «پس همه آنچه [تا اینجا نقل کردیم] و مانند اینها، شواهد و دلائل بر حد داشتن خداوند میباشند. و هر آنکه به این اعتراف نکند، پس به آنچه که خداوند [از قرآن] فروفرستاده است کفر ورزیده و آیات خداوند را انکار نموده است» («درء تعارض العقل والنقل»، جلد 2، صفحه 58).
اینگونه عملکرد ابن ابی العز را که از یکسو ادعای حنفی بودن را دارد و از سوی دیگر سخنِ معروف امام ابوحنیفه را و سخنِ مندرج در عقیدۀ طحاویه را سخنان کفر و بدعت بخواند، چه بنامیم؟!
مردم مسلمان افغانستان مردم متحد، صلح دوست، عرفان دوست، پيرو مذهب امام اعظم ابوحنيفه (رح) و بيزار از هر نوع بي اتفاقي و خشونت است. متاسفانه مدارس و مراكزي در شهر هرات فعاليت دارند و موجب بي نظمي، بي عقيده گي؛ و تكفير و توهين به امامان مجتهد و ائمه دين مي كنند، لذا بر آن شديم تا جمعي از نويسندگان از حريم عقيده و مذهب اهل سنت و جماعت دفاع نمائيم. منتظر نظرات، پيشنهادات و انتقادات شما هستيم.