ا ب ت ث .
بد نیست اگر چنین سؤال شود که وقتی دولت های غیر مسلمان در عصر حاضر بشنوند و ببینند که گروه های از مسلمانان وجود دارد که می گویند وقتی به قدرت برسیم وخلافت را برپا کنیم از این دولت های غیر مسلمان می خواهیم که برای ما جزیه بپردازند. یعنی سرزمینهای خودرا برای ما بسپارند و ما در عوضِ نکشتنِ ایشان از ایشان به گرفتنِ جزیه اکتفا می کنیم. و یا هم اگر مجبور ماندیم و زور مان نرسید معاهده می بندیم ومدت معاهده هم بیش از ده سال نباشد.و همچنین از اینکه راه رسیدن به فتح ان دولتهای غیر مسلمان از دولت های مسلمانانی می گذرد که با ما بیعت نکرده اند پس در قدم اول بر همین مسلمانان حمله می کنیم و دولت هایشان را ضمیمهء خود میسازیم.
خوب،حالا این دولت های غیر مسلمان حق دارند که برای چنین گروه یا گروه ها اجازهء رسیدن به قدرت را ندهند،به هر طریقی مانع خلافت آنان شوند؟ یا این حق را ندارند وباید منتظر چوب این جزیه خواهان باشند که در آنجایشان فرو رود؟ و بگویند " آی ایم سو سو ساری سیر، دیس ایز مای مونی پلیز تیک ایت دونت کیل می.
واقعا جوابِ این سوال بسیار مشکل است،اصلاً جوابی ندارد.
چونکه انسان عاقل وقتی چنین سؤال را بشنود میگوید چه یک سؤال بی معنایی است. مگر این هم موضوعیست که در عصر حاضر به این فکر کرد؟
ولی از کمدی های روزگار این است که چنین زعم در عصر ما در میان طیفی از جوانان وجود دارد، بلی،دنیای ما مسلمانان به همچو مزاعم آلوده است گرچند که سطح این آلودگی از جامعه تا جامعه فرق کند.
عجیب این است که اکثریتِ گروه های از این قبیل عین همین جزیه خواهی را در آغاز تأسیس خود یا همان صباوتِ خود و در مرحلهء شباب خود از طریق رسانه یا میدیای همین دولت های غیر مسلمان تبلیغ ونشر می کنند، باز وقتی که در قعرِ خانهء خود به تصادم می افتند مرکز تبلیغ و فرماندهی خودرا در یکی از پایتخت ها وشهرهای همین دولت های غیر مسلمان ایجاد می کنند، و باز برای گرفتن اجازهء یگان مظاهره به پولیس همان دولت غیر مسلمان مراجعه می کنند.
عجیب تر اینکه بعضی این گروه ها وقتی به قدرت برسند همه مصروفیتشان جمع کردن بساطِ همان رفقای خود میشود که در جزیه خواهی روزی با هم متفق بودند.
یا هم بعد از رسیدن به قدرت برای دولت های غیر مسلمان به باج دهی می پردازند، تا این دولت های غیر مسلمان لقمهء عیش تازه به گلو رسیده را چپ نکنند.یعنی در نیشه خار نزنند.
چندین دهه است این ماجرا اینجا و آنجا مشاهده میشود، به یک دیالکتیکِ جوامعِ مسلمان تبدیل شده است،بهانه برای دکتاتوری ها شده است.مظهربارزِ ارتجاع شده است،نتیجهء بنا کردن افکار بر بسا روایات مبهم و حتی جعلی شده است که گویا از فرا رسیدن چنین خلافت های خبر می دهد.
باز هم دیرتر فهمیدن بهتر از هیچ نفهمیدن است.
رئیس جمهور سوریه احمدالشرع که تا دیروز هم اهلِ همین منوال تفکیر بود اما دیروز در یک محفل با شکوه که به مناسبت گذشت یکسال از سقوط رژیم سابق برگذار شده بود سخنان معنی داری ارایه داشت، منجمله اینکه گفت:
ما از کشوری هستیم که هشت هزار سال قدامت دارد و این قدامت یک قدامتِ تمدنی است، پس تاریخ ما به یک حقبه محصور نمیشود.
همچنان گفت: این درست نیست که گفته شود انقلاب سوریه یک انقلاب مسلمانان سنی است، بلکه انقلاب همه اطیاف این کشور است که برای تحقیق عدالت و برای شکستن زندان ها و برگشت به خانه ها وبالآخره برای ایجاد یک جامعهء مرفه صورت گرفته است.
بلی:جامعهء نسبتا با سواد حتی جنگجوی خود را با سواد می رویاند.
بخاطری که در مورد بحث تاریخیی جزیه سوءِ فهم صورت نگیرد به همین عبارت پرمعنای فقهای مذهب حنفی اکتفا می کنم که هزار سال پیش، مشخصا همان زمان که چنین باج وخراج ستانی رسم همان زمان بود نوشتند: " وانما وجبت بدلاً عن النصرة" واین جزیه لازم برای این شد که از پردازندگان آن دفاع می شود.
بعدها فقهای دیگری همزمان با ظهور دولت مدرن این عبارت را چنین بسط دادند که مشارکتِ خودِ غیرمسلمان در خدمتِ نظامیی کشور، جزیه را از وی ساقط میسازد.
فقهاء در بارهء معاهدات نیز بحث مفصل کردند.
خلاصه بعضی جوامع مسلمان الحمدلله به صفحهء دوم وسوم کتاب رسیده اند و بعضی دیگر در همان الف با تا ثا گیر مانده اند.
به قلمِ: دکتور محمد صخره دروازی
برگرفته از صفحه فیسبوک شان
مردم مسلمان افغانستان مردم متحد، صلح دوست، عرفان دوست، پيرو مذهب امام اعظم ابوحنيفه (رح) و بيزار از هر نوع بي اتفاقي و خشونت است. متاسفانه مدارس و مراكزي در شهر هرات فعاليت دارند و موجب بي نظمي، بي عقيده گي؛ و تكفير و توهين به امامان مجتهد و ائمه دين مي كنند، لذا بر آن شديم تا جمعي از نويسندگان از حريم عقيده و مذهب اهل سنت و جماعت دفاع نمائيم. منتظر نظرات، پيشنهادات و انتقادات شما هستيم.