عن عكرمه انه قال كنت مع ابن عباس عند معاوية نتحدث حتي ذهب هزيع من الليل فقام معاويه فركع ركعة واحدة فقال ابن عباس من اين تري اخذها الحمار؟ ج 1 ص 141 معاني الآثار.
ذكر بعضهم ان الصحابي اسم لمن اشتهر بطول صحبة النبي عليه لصلاه والسلام علي طريق التتبع والأخذ منه و بعضهم انه اسم لمؤمن رأي النبي عليه السلام ..... الا ان الجزم بالعدالة مختص بمن اشتهر بذلك والباقون كسائرالناس فيهم عدول و غير عدول. التلويح مبحث السنه ج 2 ص 10
جواب:
در مورد اينكه خلفاء راشدين كساني را كه از ديگر صحابه تقليد مي كردند نمع نمي نمودند، دليل بر عدم حجت بودن قول آنان نيست، بلكه چون در زمان صحابه تقليد شخصي و غير شخصي هردو جائز بوده است.
اينكه مقلدين چه كسي از صحابه را تقليد مي كنند آزاد بودند و كسي بر آنها انكار نمي كرد. اما در هنگام اختلاف ميان اقوال صحابه رجوع به قول خلفاي راشدين صورت مي گرفت.
هرچه حديث اصحابي كالنجوم... ميباشد حديث معتبري بوده و چون ابن حزم در باب تصحيح و تسقيم احاديث از تشدد كار مي گيرد، گفته اش تنها معتبر نيست.
با اين وجود اگر به مسائل استنباطي مجتهدين عظام نظر شود ديده مي شود كه هر يك از آنها به گفته اي از گفته هاي شان عمل كرده اند.
در مورد عدالت صحابه بايد گفت كه جمهور اهل السنه والجماعه متفقند بر اين كه صحابه همگي عادلند و عدالت آنها به حديث و آيه ثابت مي باشد و كسيكه از اين گفته مخالفت ورزيده باشد گفته اش مدار اعتبار نبوده و مبتدع مي باشد و نيز علامه مارزي اگر چه گفته است كه عدالت فقط نسبت به كساني ثابت است كه ملازمت زيادي با پيامبر خدا داشته اند و آن حضرت (ص) را نصرت كرده باشند و ... اما اين گفته ايشان خلاف گفته جمهور اهل السنه مي باشد.
ابن عبدالبر در خطبه الاستيعاب گفته است:
فهم خيرالقرون و خير امة اخرجت للناس ثبتت عدالة جميعهم بثناءالله عز وجل عليهم و ثناء رسوله صلي الله عليه و سلم و لا اعدل ممن ارتضاه الله لصحبة نبيه (ص) و نصرته...
و سپس چندين صفحه در باره از آيات قرآني و احاديث پيامبر و آثار صحابه را ذكر كرده است و در اخير نيز گفته است:
و نحن و ان كان الصحابه رضي الله عنهم قد كفينا البحث عن احوالهم لاجماع اهل الحق من المسلمين و هم اهل السنة والجماعة علي انهم كلهم عدول ص 8 هامش الاصابه
هم چنين علامه ابن حجر عسقلاني در صفحه 9 الاصابه في تمييز الصحابه در فصل سوم بيان حال الصحابه من العداله نوشته است:
اتفق اهل السنة علي ان الجميع عدول و لم يخالف في ذلك الا شذوذ من المبتدعه.
و از خطيب بغدادي در الكفايه نقل كرده كه گفته است:
عدالة الصحابه ثابتة معلومة بتعديل الله لهم و اخباره عن طهارتهم و اختياره لهم .... فثبت ان الجميع من هال الجنة و انه لايدخل احد منهم النار....
سپس به رد گفته علامه مازري پرداخته و گفته است:
و اما كلام المازري فلم يوافق عليه بل اعترضه جماعة من الفضلاء و قال الشيخ صلاح الدين العلائي هو قول غريب يخرج كثيرا من المشهورين بالصحبة والرواية عن الحكم بالعدالة كوائل بن حجر و مالك ابن الحويرث و ... و كذلك من لم يعرف الا برواية الحديث الواحد و لم يعرف مقدار اقامته من اعراب القبائل والقول بالتعميم هوالذي صرح به الجمهور وهو المعتبر ص 11 الاصابه.
صاحب اصول شاشي تحقيقي را كه آورده از حضرت علي نقل كرده كه در آن هيچ نوع نسبت بي عدالتي به صحابه دانسته نمي شود بلكه مقصود صاحب اصول اين است كه شرائط عمل به خبر واحد را بيان دارد كه يكي از شرائط اين است كه مخالف با قرآن و خبر مشهور نباشد و اگر كدام شبهه اي در خبر واحد بروز مي كند ترك كردن آن خبر اولي است.
صاحب توضيح نيز قول بعض را در مورد صحابه بيان كرده كه برخي چنين مي گويند كه صحابه همگي بطور مجموع عادل نيستند، بلكه عدالت شان مشروط به شرائطي است. اما چنانچه قبلا بيان كرديم جمهور اهل السنه و الجماعه بر عدالت صحابه متفقند.
آنچه از شرح معاني الآثار نقل كرده است دلالت بر مدعي معترض (كه برخي صحابه عادل نبوده اند) نمي كند زيرا در اين اثر مقصود ابن عباس رد بر كرده حضرت معاويه (رض) است و در اخير شرح عقائد در باره اينكه گاهي اوقات مجتهد خطاء مي كند آمده است:
و قد اشتهر تخطئه الصحابه بعضهم بعضا في الاجتهادات. ص 593 نبراس
مردم مسلمان افغانستان مردم متحد، صلح دوست، عرفان دوست، پيرو مذهب امام اعظم ابوحنيفه (رح) و بيزار از هر نوع بي اتفاقي و خشونت است. متاسفانه مدارس و مراكزي در شهر هرات فعاليت دارند و موجب بي نظمي، بي عقيده گي؛ و تكفير و توهين به امامان مجتهد و ائمه دين مي كنند، لذا بر آن شديم تا جمعي از نويسندگان از حريم عقيده و مذهب اهل سنت و جماعت دفاع نمائيم. منتظر نظرات، پيشنهادات و انتقادات شما هستيم.