چهارم مولانا امین احسن اصلاحی، پنجم مولانا مسعود عالم ندوی و از ثنا خوانان اول او مولانا مناظر احسن گیلانی دیوبندی و امام التاریخ مولانا سید سلیمان ندوی و مولانا عبدالماجد دریابادی و غیرهم از مشاهیر بودند بعد از مدتی چون از کجروی او پی بردند او را و مسلکش را تردید کرده از او اظهار تبری کرده برای رد او کمر بستند چنانچه اولین کسیکه از او تبری کرد محرک اول او مولانا محمد منظور نعمانی، این همه رفقاء او از او جبهه گرفته سرسخت مخالف او گردیدند بعد از ایشان در ردش امام التاریخ سید سلیمان صاحب کلک نگارین خود را بر صفحه بیاض جولان داد و بعد از او شیخ الاسلام سید حسین احمد مدنی و غیرهم در رد او رساله ها نوشتند.
ایشان در عقاید مذبذب و اهل زیغ اند بعضی عقایدشان با معتزله و بعضی با خوارج و بعضی با اهل بدعت و بعضی با منکرین حدیث و بعضی با غیر مقلدین و غیرهم توافق دارند و کسیکه اهل سنت و الجماعت را مخالف اند.
انتباه
آنچه مردم امروزه و ساده لوحان مادی پرست را گول داده است که به این گروه گرایش پیدا کرده اند حسن نظام، حسن اخلاق، ایثار، همدردی، اهتمام اعمال، و همت و جرات این گروه است و چگونه مردم این امور را از کم فهمی خود معیار حق می فهمند این گروه را حق می گویند و اتباع می کنند.
شعر:
بر شکر غلطید ای صفرائیان از برای کوری سودائیان
بوقت صبح شود همچو روز معلومت که با که باخته گوی در شب دیجور
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه و ناز فتاده عقل به حیرت که این چه بوالعجبی است
فسوف تری اذ انکشاف الغبار افرس تحت رجلک ام حمار
و در حقیقت نزد شرع و عقل این امور معیار حق نمی توانند شد چرا که اگر این امور معیار حق قرار گیرند باید که بزرگترین حقپرست شوروی و چین و آمریکا و انگلیس و غیره باشند که در امور مذکوره اینها امروزه از همه برنده تر اند بلکه معیار حق در روشنی دلائل قرآن و حدیث و صحابه و سلف صالحین (رضون الله علیهم اجمعین) و اقوال و افعال و اخلاق گرامی ایشان اند و بس؛ بعد از این انتباه چندی از عقاید و اهداف این گروه برای توضیح افکار و مرام ایشان ذکر کرده می شود.
عقائد این گروه و افکار شان
عجب اینکه هیچ مقامی و هیچ ارباب مقامی مرجعی از مقامات و مراجع اسلامی نیست که از ضربه انتقاد و تنقیص نیشی قلم مولوی مودودی رستگار و جانبر باشد چنانچه از توضیح زیر برای شما روشن می گردد.
اهداف شان
خود از صراحت قلم و عبارات مودودی اهداف او روشن و اظهر من الشمس است چنانچه قاعده است که کل انا یترشم بما فیه، در رویه جماعت اسلامی ج 3 ص 37 خود ایشان تحریر میفرمایند که ترجمه اش بفارسی اینست: بنده در مورد دین فهمی بجاش اشخاص سلف و خلف و اتباع شان فقط بفهم خود از قرآن و حدیث کوشش کرده ام از این وجه بنده گاهی برای معلوم کردن این امر که دین خدا از من و از سائر مومنین چه می خواهد سعی این امر نکرده ام و ملاحظه این نکرده ام که فلان و فلان بزرگ چه می گویند. فقط بنده کوشش این امر می کنم که قرآن و حدیث چه می گوید.
ملاحظه فرمائید که کسیکه در هیچ اداره و حوزه علمی نزد هیچ استادی معتبر درسی نگرفته است گذشته از دیگر علوم فقط از زبان عربی کما حقه وارد نیست که در تصانیف عربی به ترجمه دیگران محتاج باشد و چنین دعوا کند که بدون واسطه رسول اکرم (ص) و صحابه و سلف (رضی الله عنهم) دعوای قرآن فهمی کند آیا بنظر عقل صحیح این امکان دارد.
بعضی عقائدشان
توهین انبیاء (ع): در تفهیمات ص 57 ج 2 می نویسد: که عصمت از لوازم ذات انبیاء نیست و یک نکته لطیف اینست که الله تعالی به اراده خود از هر نبی در کدام وثتی حفاظت خود را برداشته یک و دو لغزش از آنها سر زده شده است. اگر کسی بطور نمونه می خواهد در تفهیم القرآن در قصه آدم و نوح و ابراهیم و داوود و یونس و یوسف (ع) در ترجمان القرآن و رسائل و مسائل در حق موسی (ع)هفوات او را مطالعه کند.
توهین صحابه (رض)
در ترجمان القرآن ص 280 می نویسد: که صحابه معیار حق نیستند و در دستور جماعت اسلامی ص 14 می نویسد: که غیر از رسول خدا (ص) کسی را معیار حق نکند هیچ فردی را از مقام تنقید بالاتر نفهمد یعنی هر فرد صحابه و سلف قابل تنقید است. و در تفهیمات طبع چهارم ص 294 می نویسد: بسا اوقات بر صحابه هم کمزوری های بشری غلبه می کند و در خلافت و ملوکیت جابجا توهین خلیفه سوم و امیر معاویه (رض) نوشته است.
توهین قرآن
در رساله قرآن کی چار بنیادی اصطلاحین ص 4 تا 6 می نویسد: در سدی های بعدی رفته رفته معنی اصل اله و رب و دین و عبادت که در وقت نزول قرآن در فهم می آمدند تبدیل شدند بحدیکه از معانی اصلی خود متغیر شده نهایت محدود بلکه به مفهومات مبهم خاص شدند. نتیجه این برآمد که فهم مدعای اصلی قرآن مشکل شد پس حقیقت اینست که بنابر پرده افتادن بر مفهوم این اصول بنیادی چهارگانه سه چهارم حصه قرآن دز درجه تعلیم بلکه روح حقیقی آن از نظر مردم مستور شد. گویا مودودی انتظار قرآن غائب دارد. العیاذ بالله
توهین حدیث
در ترجمان القرآن ص 111 ج 14 عدد 2 می نویسد: اصول روایت حدیث را بگذارید که درین دور تجدید خرافات زمان اول را که گوش می کند معاذالله ثم معاذالله. حدیث نبی اکرم (ص) و اصول روایت حدیث در خرافات متروکه داخل اند. در نظر مودودی غیر از جماعت اسلامی دیگر همه طرق غلط اند.
مردم مسلمان افغانستان مردم متحد، صلح دوست، عرفان دوست، پيرو مذهب امام اعظم ابوحنيفه (رح) و بيزار از هر نوع بي اتفاقي و خشونت است. متاسفانه مدارس و مراكزي در شهر هرات فعاليت دارند و موجب بي نظمي، بي عقيده گي؛ و تكفير و توهين به امامان مجتهد و ائمه دين مي كنند، لذا بر آن شديم تا جمعي از نويسندگان از حريم عقيده و مذهب اهل سنت و جماعت دفاع نمائيم. منتظر نظرات، پيشنهادات و انتقادات شما هستيم.