برای جلوگیری از تشکیل سنگ کرده باید این غلظت مواد را در بدن کم کنیم به عباره دیگر بايد ادرار را تا می توانيم، رقيق کنيم. يعنی شخصیکه مبتلا به مرض کليه سنگ ساز دارد، بايد آب و مايعات زيادی نوش جان کند .ویگانه توصیه دکتوران برای این مریضان اینست که ازخوردن نمک باید پرهیز کنند . بخاطر انکه نمک عاملی است که به ساخته شدن سنگ های کلسيمی کمک می کند. نمکی که از روده جذب می شود، از طريق کليه بايد دفع شود. اما مشکل همين جاست چرا که وقتی نمک می خواهد از کليه را وارد ادرار شود، با خودش کلسيم را وارد ادرار می کند و به اين ترتيب غلظت کلسيم ادرار افزايش می يابد.
مریضان که مبتلا به مریضی سنگ کرده است نباید هیچ وخت احساس تشنگی کنند وکوشش اعظمی بخرج دهد ،تا قبل از تشنگی اب ومایعات به اندازه کافی ودر اوقات مختلف ، نوش جان کند .
مریض سنگ کرده ورمضان :
شخصیکه مبتلا به مریضی سنگ کرده باشد، وروزه گرفتن برایش سخت تمام شود ، وروزه موجب افزایش درد و مریضی اش گردد ، وبه اصطلاح سلامتی کلی آن را بخطر مواجه سازد ، وداکتر معالج مسلمان و مورد اعتماد مرض وسختی وخطر مرض را تشخیص داده باشد ، واطبا ء توصیه نموده باشند که معایات زیاد مصرف نماید ، در اینحالت مریض که مبتلا به سنگ کرده است، میتواند به رخصت الله تعالی عمل کرده وروزه خویش را افطار نماید .و در مقابل هر روز به یک مسکین خوراک بدهد و قضای روزه بر وی لازم نمی باشد . چون قضای روزه برای همچو مریضان ممکن ومیسر نیست؛ زیرا بعلت مریضی که دارد نمیتواند روزه بگیرد. اما برفرض در صورت
بر طرف شدن مریضی و بازگشت سلامتی دوباره ، شخص متذکره باید در سال آینده روزه بگیرید و قضای سالهای گذشته که افطار کرده است و کفاره ی آنها را پرداخت کرده ، بالای اش لازم نمی باشد .
پروردگار با عظمت ما میفرماید : « فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» )سوره البقرة آیه : 184 )( پس هرکسی از شما مریض یا در سفر باشد، تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرد.
ابن کثیر در تفسیر این آیه متبرکه مینویسد :
«یعنی مریض و مسافر می توانند در هنگام مرض یا سفر روزه نگیرند، زیرا این امر موجب مشقت بر آنها خواهد شد، بلکه افطار کنند و بعدا در روزهای آتی آنرا قضاء نمایند».« تفسیر ابن کثیر» (1 /498) .
و لازم نیست که حتما انسان در سختی زیادی بیافتد تا از این رخصت استفاده کند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ أَنْ تُؤْتَی رُخَصُهُ کَمَا یَکْرَهُ أَنْ تُؤْتَی مَعْصِیَتُهُ» روایت أحمد (5832) و ألبانی در (صحیح الجامع) (1886) .
یعنی: همانا خداوند متعال دوست دارد که از رخصت استفاده کنی همانطور که ناخوش می دارد که معصیت کنی.
اما بعد از رمضان؛ زمانیکه مریضی اش بهبودی یافت او بایستی آنروزها را قضاء کند، اما اگر بهبود نیافت و امید بهبودی هم وجود نداشت، نیازی به قضای آنروزها نیست و کافیست تا در بدل هر روز فدیه دهد، بدین صورت که در بدل هر روز مسکینی را طعام دهد.
علامه ابن عثیمین رحمه الله می گوید: « اهل علم مرض را به نسبت مریض به دو قسم تقسیم کرده اند: قسمی که امید بهبودی می رود که چنین مریضی در وقت مرض افطار کند و بعد از بهبودی آنرا قضا می کند، و قسم دیگر که امید بهبودی مریض نمی رود که در بدل هر روز یک مسکین را طعام می دهد، و این اطعام (فدیه) جایگزین روزه ای است که افطار کرده است». ( فتاوی نور علی الدرب) لابن عثیمین (216 /48)
دياليز در ماه رمضان :
دیالیز عملیه است که برای آنعده از مریضان که کرده شان از فعالیت می افتد مجبور هستند برای تصفیه خون عملیه دیالیز را در هفته دو الی سه بار انجام دهند .
در عملیه دياليزخون بدن انسان توسط یک دستگاه مخصوص مورد تصفیه ومغذی قرار میگیرد .
آیا دیالیز باطل کننده روزه است ؟
در مورد دیالیز (شست و شوی کلیه (کرده )که آیا باطل کننده روزه است یاخیر ؟ علمآء معاصر اسلام در مورد نظریات مختلفی ارایه داشته اند .هردو جانب نظریات خویش را دارند ، کوشش بعمل خواهد آمد تا نظریات فقها مورد برسی قرار گیرد . ولی قبل از همه باید گفت که شست وشوی کرده یا دیالیز در طب امروزی به دو طریق صورت میگیرد .
الف: شست و شوی کلیه به واسطه دستگاهی که «کلیه مصنوعی» نام دارد:
به این ترتیب که خون بدن انسان به داخل ماشین مخصوص جذب وانتقال می یابد ، بعدآ همین دستگاه خون جذب شده را تصفیه و مواد مضر آنرا جدا ساخته وخون تصفیه شده سالم را دوباره به بدن پمپ مینماید ، این بدین عنوان است که در عین حالیکه خون تصفیه میشود ، مواد کمکی ومقوی که مغذی نیز می باشد با خون اضافه گردیده وشامل بدن میگردد .
بصورت کل گفته میتوانیم که عملیه دياليز عبارت است از اخراج خون از جسم مریض به داخل دستگاه مخصوص ، اين دستگاه بعد از جذب خون اقدام به تصفيه خون مریض نموده وآنرا دوباره به جسم مریض بر مي گرداند و عملیه باید با اضافه شدن برخي مواد شيميايي و غذايي از جمله قند و املاح به خون باید صورت گیرد ، تزید مواد مقوی وترزیق آن در بدن انسان ویا هم توسط پیپ مخصوص شکننده روزه بوده در این مورد همه ای علماء ومفسران متفق القول میباشند .
ب:شست و شوی کلیه از طریق غشای شکم:
به این ترتیب که لوله کوچکی از بالای ناف داخل آن میشود و در حالت طبیعی آن، دو لیتر مایع سیال به داخل شکم میفرستند که محتوی درصد زیادی از قند گلوکز است و این مایع سیال مدتی در درون شکم میماند و سپس دوباره آن را خارج میکنند و این کار چندین بار در روز انجام میشود.
فقهای معاصر در مورد شست و شوی کلیه، که آیا روزه را باطل میکند یا نه، اختلاف نظر دارند:
دیدگاه اول:
تعدادی از فقهای معاصر بدین عقیده اند که شست و شوی عملیه کرده بصورت مطلق روزه را باطل میکند. وحتی عالم شهیر جهان اسلام ابن باز و هئیت دائمی افتاء این دیدگاه را پذیرفتهاند و چنین استدلال کردهاند که در اثنای شست و شوی کلیه خون پاک به خون شخص میرسد و گاهی نیز به مواد مغذی دیگر مجهز میگردد و در این صورت هردو عملیه باطل کننده با هم جمع میشوند.
شرح موضوع را میتوان در فتوای شماره (10/189- 191) كميسيون دايمي مباحث علمي مورد مطالعه قرار داد .
دیدگاه دوم:
تعداد از علماء بدین عقیده اند که شست و شوی کلیه روزه را باطل نمیکند با این استدلال که نصی در مورد باطل بودن آن در شرع وارد نگریده وما میتوانیم در این مورد حکم قیاس نمایم وصدور حکم به قیاس در این مورد منصوص نیست.
ولی قول راجح ، اصح وقابل ثواب همین است که : شست و شوی کلیه از طریق غشای شکم وتصفیه خونی وازدیاد مواد مقوی وغذای به خون وپمپ دوباره آن به بدن روزه را باطل میکند.
یادداشت ضروری :
ولی اگر عمیله احیانآ صرف در تصفیه خون منحصر بماند ، حکم شرع همین است که : روزه باطل نمیگردد ولی طوریکه گفتیم که در شست و شوی کلیه، مقداری مواد مغذی و املاح و غیره نیز به خون اضافه میشود.که در این صورت ازدیاد مواد مغذی شکننده روزه میباشد . ( برای تفصیل موضوع به فتوای علمی وتحقیقاتی كميسيون دائمي مباحث علمي و افتا(10/261- 262) مراجعه فرماید .)
كار دياليز عبارت است از اخراج خون از جسم مریض به داخل دستگاه، اين دستگاه اقدام به تصفيه خون مریض مي كند و سپس آن را به جسمش بر مي گرداند و اين كار با اضافه شدن برخي مواد شيميايي و غذايي از جمله قند و املاح به خون، به طوركامل انجام مي شود.
مرض کم خونی وروزه:
خواننده محترم قبل از همه باید گفت که کم خونی چیست ؟
کم خونی به مریضی اطلاق میگردد : زمانیکه در خون اندازه کافی از هموگلوبین تقلیل یابد ، انسان دچار ر آنمی یا به اصطلاح کم خونی میگردد .
هموگلوبین کمک میکند که گلبولهای سرخ خون، اکسیژن را از رگ ها به همه قسمتهای بدن برسانندکم خونی فقرآهن (IDA) مشهور ترین نوع کم خونی است ، که تقریبا یک پنجم زنان، نیمیاز زنان حامله و سه درصد مردان مبتلا به مریضی کم خونی ناشی از فقر آهن است.
وطوریکه یاد اور شدیم علت اصلی این نوع کم خونی، کمبود آهن در جسم است. مغز استخوان انسان برای ساختن هموگلوبین به آهن ضرورت دارد. بدون آهن کافی بدن نمیتواند هموگلوبین مورد ضرورت گلبولهای سرخ را بسازد. به همین دلیل جسم انسان دچار کم خونی فقر آهن میشود.
از عوامل دیگری که موجب کم خونی در انسان میگردد ، میتوان از کمبود ویتامین ، کم خونش ناشی از امراض مزمن (مانند سرطان، آرتریت روماتویید، مریضی کرون و سایر امراض مزمن التهابی ) کم خونی ناشی از ساخته نشدن سلول خونی (این نوع کم خونی تهدید کنندهی حیات است و در اثر کاهش توانایی مغز استخوان در تولید همهی انواع سلولهای خونی شامل گلبولهای سرخ گلبولهای سفید و پلاکتها ایجاد میشود. ) ، کم خونی مرتبط با امراض مغز استخوان( مانند امراض چون سرطان خون میتواند منجر به اختلال در تولید گلبولها شده و کم خونی ایجاد کند.)
عوامل مستعد کننده کم خونی در انسان عبارت است : رژیم غذایی، اختلالات رودهای، عادت ماهور زنانه ( حیض ) حمل ، امراض مزمن وغیره ...
مهمترین علایم کم خونی احساس خستگی و بی حالی وضعف در انسان است . از علایم دیگر کم خونی میتوان از رنگ پریدگی پوست ، ضربان نامنظم یا تند قلب ،، کوتاهی نفس ، سر گیچی خفیف ، سردردی وغیره ...
مریض کم خونی وحکم روزه در آن :
اگر طبیب مسلمان ، معتمد و عادل تشخیص نماید که واقعآ گرفتن روزه برای وضعیت جسمانی انسان زیان آور است، و لازم است که مریض حتما هر روز (در فاصله بین اذان مغرب و عشاء) دارو ، مقداری مواد وغذای ویتامین دار بگیرد ، در غیر آن مریضی اش تشدید می یاید ، در اینصورت مریض مبتلا به کم خونی میتواند از رخصت الله تعالی که میفرمناید : « فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» البقرة/ 184.(یعنی: پس هرکسی از شما مریض یا در سفر باشد، تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرد. ) استفاده نماید وروزه خویش را افطار نماید .
یادداشت ضروری :
اگر با جود مریضی ، روزه گرفتن زیانی به او نمی رساند و او را در مشقت نمی اندازد، و امکان تاخیر در خوردن قرص ومواد ویتامینی وجود دارد، ومریض میتواند که خوردن قرص را تا وقت شب به تاخیر بیااندازد و روزه اش را بگیرد، میتواند به روزه خویش ادامه دهد . ولی اگر این امر برایش مقدور نباشد ووضع صیحی اش متضرر میگرد ،حکم شرع همین است که روزه افطار نماید .
حکم تزریق خون وآمپول:
در بدو باید گفت مریض که برای جلوگیری از کم خونی برایش خون ترزیق میگردد ،به اتفاق همه ای علمای اسلامی ، روزه اش باطل میگردد .
اما گرفتن خون کم از بدن برای آزمایش خون، روزه ، روزه دار را باطل نمیکند، ولی گرفتن خون زیاد از شخص روزه دار که سبب ضعف و سستی او میشود، روزه اش باطل میگردد، بنابراین شخصی که روزه ی واجب دارد نباید اقدام به اهدای خون نماید مگر برای مریضان که در شرایط فوق العاده خطرناکی قرار گرفته باشد و نتواند تا بعد از غروب دوام بیاورد، در این صورت اگردکتوران تشخیص بدهند که خون این روزه دار برایش مفید است و مشکل را بر طرف می سازد جایز است که خونش را به او اهدا نماید.
اهدا کننده باید پس از اهدای خون خوردنیهای مقوی مصرف کند تا انرژی از دست رفته اش به او باز گردد. ناگفته نماند که قضای این روزه بر او لازم است.
فتوای شیخ عثیمین درمورد تزریق خون :
شیخ محمد بن صالح العثیمین طی فتوای مینویسد : « تزریق خون به بدن روزه دار، باعث باطل شدن روزه است، زیرا خون نهایت غذا با طعام و شراب است.» ( مجالس شهر رمضان صفحه 70 )
بر این اساس، با توجه به اینکه تزریق خون به بدن مریض ، در حکم تزریق آمپول مغذی است، لذا باعث باطل شدن روزه می گردد.
حال اگر کسی برای ازمایش خون بدهد، چون خون کم است لذا باعث باطل شدن روه اش نمی شود ولی اگر خون را اهدا نماید، چون معمولا خون زیادی باید بدهد، در اینصورت این باعث باطل شدن روزه است.
یادداشت :
اگر شخص با دادن مقداری خون جهت آزمایش دچار ضعف شود، چنانچه آن ضعف دوام داشته باشد و همچنین علاوه بر دوام ضعف، باعث ضربه زدن به سلامتی وی گردد می تواند روزه اش را بخورد درغیر آن باید تا وقت افطار صبر نماید.
قی (استفراغ) کردن روزه را باطل می کند؟
در این مورد علماء مذاهب چهار گانه متفق رای اند ، که اگر قی بر کس غلبه کند ، وروزه دار بى اختيار قـئ كند وجلو قی خود را گرفته نتواند ، هر چند كه قئ پر دهن باشد بيشتر ويا كمتر باشد وحتى اينكه بخش آن دوباره از حلق پاىين رود ، روزه ناقص نمیگردد .
ولی اگر قئ بصورت قصدى صورت گيرد ، ودهن پر باشد ، روزه اش فاسد ، بايد قضا ء بياورد. در حديث که از حضرت ابو هریره روایت است میفرماید : « من ذرعه القئ فليس عليه قضاء، ومن استقاء عمدا فليقض »« هر كسى كه قئ براو غالب شود پس بر او قضا نيست وهر كس كه عمدٱ قى كند پس قضا نمايد .»(احمد ،ابو داود ، ترمذى ، ابن حبان ، دارقطنى وحاكم.)
حجامت در رمضان :
حجامت اصطلاحآ به روشي ازخونگيري اطلاق مي شودكه جهت معالجه برخی از
امراض بکار می رود . در برخی از انسانها خون به مرور زمان در ناحیه پشت وکمر ودر نقاط دیګری از بدن جمع شده که در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما در بسیاری از موارد ی اتفاق می افتد که عملیه افراز بدن در این زمینه بسیار به کندی اجرا میګردد ، طوریکه به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده در بدن انسان بخصوص در پشت افزوده می شود و در نهایت صحت وسلامتی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد . در این حالت است که دست به عملیه حجامت می زنند .
میګویند عملیه حجامت بيش از ۷۰۰۰ سال در بین بشریت قدمت داشته ودین مقدس اسلام هم آنرا تاييد و برای پیروان خویش مورد سفارش قرار داده است .
درمنابع طب اسلام وطب سنتي حجامت به عنوان يكي ازوسایل مهم معالجه ذكرگرديده است وتوسط این طریقه بسیاری از امراض مورد تداوی ومعالجه قرار میګرد . طب یونانی بدین باور وعقیده است که حجامت برای پيشگيری بسیاری از امراض بخصوص امراض خونی مفید ومواثر شمرده میشود . ابو علی سینا معتقد است که توسط عملیه حجامت حتی امراض صفرا وسودا نیز قابل دفع است وتداوی میباشد .
حجامت در کدام امراض بکار ګرفته میشو د :
همانطوریکه که ګفته شد عملیه حجامت در امراض چون ( هايپرليپيدمي ) (چربي خون بالا)؛ديابت غيروابسته به انسولين ؛دردهاي عضلاتی ؛سردردهاي عصبي ؛وميگرني ؛امراض جلدی مانند مرض آكنه ؛پسوريازيس ؛آلرژي هاي ناشی از دوا ،ناضی از مواد غذایی، آلرزی های فصلي ؛اعتيادبه مواد مخدر؛ امراض انسدادي عروق كرونر؛ عوارض بعدازيائسگي (منوپوز)دردهاي قاعدگي درزنان ودختران (ديسمونوره)وبرخي دیګر مریضی های عفوني ؛هورموني وغدد ، میتوان بکار برد.
بطور کل ګفته میتوانیم که عملیه حجامت دارايي هیچګونه عوارض جانبی نبوده ، واګر این عملیه به صورت تخصصي وفنی مورد استفاده قرار ګیرد ، فایده آن بیشتر وموثرتر از دوا های کمیاوی که توسط طب امروزی بکار ګرفته میشود ، میباشد .
حکم شرعی در مورد حجامت :
اګر شخصی روزه دار در ماه مبارک رمضان بخاطر معالجه وتداوی دست به عمل حجامت يا خون گرفتن ( از سر ويا ،انګشت ، ویا ورید ویاهر عضو ديگر بدن بزند ) طوریکه که ګفتیم ، به اتفاق همه علما ء روزه اش فاسد نمیګردد . وحکم خویش را بر حدیث ذیل مستند می سازند .
در حدیث شریف از ابن عباس (رض) روايت است : « احتجم النبي (ص) وهو صائم»
(پيامبر صلى الله عليه وسلم در حالى كه روزه بود حجامت كرد )( صحيح سنن ابو داود : ۲۰۷۹ )، ( صحيح امام بخاري : ۴/۱۷۴/۱۹۳۹ ) ، (سنن ابو داود ۶/۴۹۸/۲۳۵۵ )
ولى اگر در عملیه حجامت بدن روزه دارضعیف وسست ګردد ، وبیم خطرات بیهوشی را برای روزه دار پیش آورد ، علما ومفسران به بر استناد حدیث ذیل برمکروه بودن آن حکم فرموده اند .
از ثابت بناني روايت است « سئل انس بن مالك أكنتم تكرهون الحجامة للصائم ؟ قال : لا ، إلا من أجل الضعف »« از انس بن مالك سؤال شد آيا شما حجامت را براى روزه دار مكروه مى دانستيد ؟ گفت نه ، مگر به خاطر ضعف وسستى »( صحيح امام بخاري : (۴/۱۷۴/۱۹۴۰ )
خون ريزي در رمضان :
طوریکه در فوق یاد اور شدیم در اثر كشيدن دندان و مانند آن روزه باطل نمی گردد ، زيرا تأثير اين خون ريزي مانند تأثير حجامت نيست. روزه همچنين بخاطر كشيدن خون براي نمونه گيري باطل نمي گردد، چون احياناً آطبا ء مجبور به گرفتن مقدار كمي خون از مریض مي شود تا آن را آزمايش نموده و مریضی را تشخيص دهد، كه به علت اندك بودن اين خون روزه باطل نمي شود، زيرا اصل بقاي روزه است و ما حق نداريم كه بدون برهان ودليل شرعي حكم به ابطال روزه كنيم.
اما كشيدن خون زياد از شخص روزه دار و اهداي آن به مریضان نيازمند، روزه را باطل ميكند، بنابراين شخصي كه روزه ي واجب دارد نبايد اقدام به اهداي خون نمايد مگر براي مریض كه در شرايط فوق العاده خطرناكي قرار گرفته باشد و نتواند تا بعد از غروب دوام بياورد، در اين صورت اگر اطباء تشخيص بدهند كه خون اين روزه دار برايش مفيد است و مشكل را بر طرف مي سازد جايز است كه خونش را به او اهدا نمايد. و اهدا كننده بايد پس از اهداي خون خوردنيهاي مقوي مصرف كند تا انرژي از دست رفته اش به او باز گردد. ناگفته نماند كه قضاي اين روزه بر او لازم است.
یادداشت فقهی :
خون بینی ویا سایر خونریزی ها که از دهن باشد ویا سایر جراحات های بدن ، مقدار آن خون کم باشد ویا زیادهیچ تاثیری بر روزه وارد نمی کند .( برای معلومات مزید مراجعه شود : ابن عثيمين- مسائل عن الصيام- دار ابن الجوزي، صفحه:(25، 26) و فتاواي كميسيون دايمي مباحث علمي و افتا (10/266، 277)
زخم معده :
وحکم اسلامی در موردمریضان زخم معده در رمضان قبل از همه باید گفت که زخم معده عبارت از زخمی است که در دیوارها وجدار های معده بوجود می آید و نشانه وعلامه مشهور ومعروف آن در نزد اکثریت مریضان ، درد سوزنده در ناحیه معده می باشد. غالبا هنگامی این درد به وجود می آید که معده انسان خالی باشد .
شخص مبتلا به زخم معده باید از خوردن غذاهای سرخ کرده و ادویه دار، مشروبات الکهولی ، سگرت غذای های تند وترش ،و غذاهای پرحجم خودداری نماید و از موادی مانند شیر بیشتر استفاده نماید .
نباید فراموش کرد که استرس زیاد اگرچه عامل زخم معده نیست ولی استرش پیش از حد در بدن منجر به تولید مقادیر بیشتر اسید در بدن گردیده ،که می تواند زخم های موجود معده را بیشتر تحریک کند.
فتوای شیخ بن جبرین درمورد مریضان زخم معده :
شیخ بن جبرین طی فتوای در مقابل سوالی شخصیکه به مرض زخم معده مبتلا هست مینویسد : «هر زمانیکه روزه گرفتن بر شما سخت باشد و موجب افزایش مریضی شما شود، وداکترمتخصص و مسلمان که تشخیصش درست باشد به شما بگوید که روزه برایتان ضرر دارد و دردتان را افزایش می دهد و جان شما را به خطر می اندازد؛ مریض در این صورت می توانید روزه نگیرید و در مقابل هر روز به یک مسکین خوراک بدهید و قضای روزه ها بر آن لازم نیست، چون قضای روزه برایتان ممکن نیست زیرا بعلت مریضی نمی توانید روزه بگیرید اما برفرض بر طرف شدن مریضی و بازگشت سلامتی، در آن صورت سال آینده را باید روزه بگیرید و قضای سالهای گذشته که افطار کرده اید و کفاره ی آنها را پرداخت کرده اید بر شما لازم نیست.» (شیخ ابن جبرین- فتاوای روزه صفحه 19)
فتوای شیخ محمد بن ابراهیم :
شیخ محمد بن ابراهیم عالم شهیر جهان اسلام در مقابل سوالی ، سوال کننده که مبتلا به مریضی زخم معده است طی فتوا مینویسد :«برای مریض که مبتلا به مرض معده هست برایش جایز است که روزه اش را بخورد، و بعد از شفای مرضش – اگر امید بهبودی وجود داشت – آنها را قضاء کند، اما اگر وضعیت برخلاف آن است و امکان شفای وی غیر محتمل است پس می تواند (بجای قضای روزه هایش) در بدل هر روز مسکینی را طعام دهد».( برای مزید معلومات مراجعه شود به فتاوی الشیخ محمد بن إبراهیم رحمه الله) (4/180) .
فتوای انجمن دایمی مباحث علمی وافتا :
انجمن دایمی مباحث علمی وافتا طی فتوای شماره (10/160) در مورد روزه اشخاص مریض مینویسد :« اشخاص ناتوان و ضعیفی که قادر به روز گرفتن نیستند از قبیل پیرمرد و پیرزن، می توانند روزه را بخورند و در مقابل هر روز نیم صاع گندم یا خرما یا برنج و یا هر خوراکی که مصرف می کنند، به مسکینی بدهند.
همچنین مریضان که امید بهبودی آنها وجود ندارد می تونند از این رخصت استفاده نمایند. بدلیل این که خداوند متعال می فرماید: « لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ...» ﴿البقرة: 286﴾ ، یعنی: «خداوند هیچ کس را خارج از وسع و توانش مکلف نمی کند.»، و میفرماید: " ... وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...» ﴿الحج: 78﴾، یعنی: «الله در دین بر شما سختی قرار نداده است.»، و میفرماید: « ... وَعَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ ...» ﴿سوره البقرة: 184﴾، یعنی: «و برکسانی که توانایی روزه گرفتن را ندارند فدیه واجب است (و فدیه اینست که در مقابل هر روز) به یک مسکین خوراک بدهند» و ابن عباس رضی الله عنه می گوید: « آیه مذکور رخصتی است برای سالمندان که قادر به روز گرفتن نیستند : اینها اجازه دارند روزه را بخورند و در مقابل هر روز به یک مسکین خوراک بدهند» (روایت بخاری : 4505)، بنابراین مریضان که نمی تواند روزه بگیرد یا روزه گرفتن بر او دشوار است و امید سلامتی هم ندارد، حکمش، حکم سالمندی است که از روزه گرفتن عاجز است (تفصیل موضوع انجمن دایمی مباحث علمی وافتا 10/160).
فتوای شیخ بن عثیمین :
شیخ بن عثیمن در فتاوای(صفحه 111) خویش در مورد افراد مریض در رمضان مینویسد :«باید بدانیم که مریض به دو دسته تقسیم میشود:
قسم اول:
مریضی که امید درمانش وجود دارد، مانند مرضهای مؤقتی که زود رفع میشوند، پس این حکمش همان است که خداوند فرمودند: « فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ » (البقره : 184)، یعنی: «پس هر کس از شما مریض یا در سفر باشد پس لازم است (بر وی روزه گرفتن) شمار آن از روزهای دیگر»، پس فقط باید صبر کند تا شفا یابد و سپس روزه (قضاء) را بگیرد، و اگر این مرض کمی به طول انجامید و قبل از درمان بمیرد هیچ چیزی بر او نیست، زیرا خداوند قضاء را بر او در روزهای دیگری واجب کرده ولی او قبل از ادراک آن روزها درگذشت، و این مانند کسی است که در ماه شعبان قبل از رمضان بمیرد، که (طبیعتا) قضایی ندارد.
قسم دوم:
مرض مزمن باشد مانند سرطان ، و العیاذ بالله ،و مرض کلیه و مرض شکری و شبیه آن امراض مزمن که امید به درمانش نیست، پس این اشخاص در رمضان افطار میکنند و در مقابل هر روز یک مسکین را غذا میدهد، مانند پیرمرد و پیرزنی که طاقت روزه را ندارند و روزه را نمیگیرند و در مقابل آن هر روز یک مسکین غذا میدهند، و دلیلش از قرآن هست که خداوند متعال میفرماید: « وَعَلَی ٱلَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ » (سوره البقره : 184)، یعنی: «و بر کسانی که روزه طاقت فرساست (یعنی: بر کسانیکه روزه را به دشواری تحمل میکنند و تاب و تحمل آن راندارند، چون پیرمردان کهنسال، زنان باردار ومریضان مزمن، پس بر اینان) فدیه ای است که عبارت از خوراکدادن به یک بینواست».
حکم نهایی در موردزخم معده :
بطور خلاصه حکم اسلامی در مورد مریضی زخم معده قرار ذیل میباشد :
اگر شخصی بعلت زخم معده نمیتوانید روزه بگیرید و روزه گرفتن برایش ضرر میرساند، میتوانید روزه را نگیرید، در اینصورت اگر امید بهبود در آینده وجود دارد پس باید صبر کنید و قضای آن روزها را پس از بهبودی بگیرید، ولی اگر امید بهبود نیست پس باید در مقابل هر روز روزه نگرفتن یک مسکین را به اندازه نیم صاع برنج و یا خرما و یا غذای معمول غذا بدهید، که نیم صاع برابر است با تقریبا 1.5 کیلو گرم برای هر مسکین، ولی اگر در مریضی اش امید بهبود نیست و در عین حال تنگدست و ناتوان هست و قادر به پرداخت این فدیه نیستید دیگر چیزی بر گردن شان نمی باشد ، یعنی هم روزه وهم فدیه از ذمه اش ساقط میشود، حتی اگر در آینده پولدار شوید، ولی اگر احتمالا در آینده توانگر و پولدار شود ، برای خروج از خلاف بهتر است که فدیه های سالهای قبل را پرداخت کنید، ولی فقط از باب احتیاط.
در ضمن اگر امید بهبود نداشتید و روزه نگرفتید و فدیه دادید، در اینصورت اگر فرضا در آینده بهبود یافتید دیگر چیزی بر گردن شما نیست، زیرا قبلا فدیه را بجای روزه داده اید و فقط روزه های سال بعد را روزه میگیرید.
معاینات معدی وروزه:
معاینات معدوی اساسآ ، توسط وسایل طبی مخصوص از طریق دهان ، از آنجا به کلو و سپس به معده فرستاده میشود. تا زخم معده ویا سایر تکلیف جدار های معده را معلوم نماید ، صورت میگیرد.
علمای متقدم در بحث های فقهی خویش در مورد «دخول چیزی غیر مغذی مثل سنگریزه و یا یک تکه آهن و امثال آن به شکم» که تقریبآ مشابه به داخل شدن ماشین های مخصوص در معده غرض معلوم کردن زخم معده میباشد ، پرداختهاند.
ولی در مورد معاینات که در طب امروزی غرض تشخیص زخم معده صورت میگیرد ، روزه روزه دار باطل میگردد یا خیر ؟ علما ء نظریات متعددی ارایه فرموده اند که ذیلآ بدان اشاره مینمایم :
جمهور علماء به جز حنفیها میگویند:
این معاینات روزه را باطل میکند چون هر چیزی که وارد شکم شود، باطل کننده روزه است.
اما علمای احناف میگویند : به شرط استقرار آن چیز داخل شده در شکم، روزه باطل میشود ولی بقیه علماء این شرط را لازم نمیدانند.
جمهور علماء به فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم استدلال میکنند که امر کرد که: (روزهدار) از سرمه (کشیدن) پرهیز کند.
بنابراین داخل کردن ماشین ذره بین مخصوص برای معاینات معده از دیدگاه جمهور باطل کننده روزه است و از دیدگاه حنفیها چون استقرار ندارد، روزه را باطل نمیکند.
ولی سایر علمای اسلامی دیدگاه دیگری در مورد دارد .
ازجمله شیخ الاسلام ابن تیمیه : و بعضی از علمای مالکیه و حسن بن صالح بر این عقیده اند که :این معاینات معدوی که توسط دستگاه مخصوصی صورت میگیرد واین مشابه میباشد ، به دخول اشیاء غیرمغذی مثل تکه آهن و یا سنگ ریزه به شکم است ، بنآ این معاینات روزه را باطل نمیکند.
وطبق حکم قرآنی واحادیث آنعده از اشیا ء مغذی باشد ،داخل معده گردد روزه را باطل می سازد ولی اشیا ء غیر مغذی باشد روزه باطل نمی گردد .
از جانب دیگر حدیث «امر به پرهیز از سرمه»از جمله احادیث ضعیف میباشد.
بنابراین داخل کردن دستگاه مخصوص معاینه معده به درون معده روزه را باطل نمیکند مگر اینکه اطباء برای تسهیل دخول این دستگاه مادهای روغنی بر آن بمالد که در این صورت روزه باطل میشود.
تزریق مقعدی نیز شبیه همین میباشد.
اولاً: تزریق مقعدی:
علمای متقدم در مورد آن صحبت نمودهاند و در این باره دو دیدگاه را ارائه نمودهاند:
دیدگاه اول:
ائمه چهارگانه میگویند: روزه را باطل میکند زیرا مقعد به درون شکم مرتبط است.
دیدگاه دوم:
ظاهریه و شیخ الاسلام ابن تیمیه میگویند: روزه را باطل نمیکند، زیرا تزریق مقعدی به هیچ وجه مغذی نیست و بلکه باعث استفراغ و خالی شدن شکم نیز میشود و کار بوییدن یک تسهیل کننده را انجام میدهد. به علاوه محتوای آن به معده نمیرسد. (غرض مزید معلومات مراجعه شود به مجموعه فتاواي ابن تيميه (25/233- 247)
علمای متأخر نیز بر همین مبنا اختلاف نظر پیدا کردهاند.
آیا مقعد به معده مرتبط است؟
آنهایی که میگویند: تزریق مقعدی روزه را باطل میکند، بر این باورند که: مقعد به روده راست و روده راست به روده بزرگ متصل است و جذب مواد غذایی در روده باریک انجام میگیرد و بعضی از املاح و قندها (نیز) در روده بزرگ جذب میشوند. ولی چنانچه مواد غیر مغذی مثل داروهای مداوا از روده بزرگ جذب شوند، روزه را باطل نمیسازند زیرا به مثابه خوردن و آشامیدن نخواهند بود.این تفصیل مقبولتر است.
ثانیاً:
شیافهایی که از طریق مقعد مورد استفاده قرار میگیرند:در این باره دو دیدگاه وجود دارد.
بنابر یک دیدگاه، این شیافها باعث بطلان روزه نمیشوند.
ابن عثیمین این دیدگاه را پذیرفته است، با این استدلال که این شیافها محتوی داروهایی برای مداوا میباشند و نه مواد غذایی سیال، بنابراین نه خوردن نامیده میشود و نه آشامیدن و نه به مثابه هیچ یک از آن دو است. و همین دیدگاه صحیح ومقبولبتر است .
استعمال کپسول ضد قبضیت در رمضان :
قبل از همه باید گفت که استعمال کپسول ها ی ضد قبضیت در ماه مبارک رمضان برای روزه دار جایز بوده ، زیر استعمال این درو در جمله طعام وشراب شامل نبوده وحکم شراب وطعام را ندارد. و مسلّم است که خداوند طعام و شراب را حرام کرده است. پس آنچه که طعام و شراب باشد و یا قائم مقام طعام و شراب باشد روزه را می شکند در غیر این صورت روزه باطل نمی شود.
استعمال ملحم بواسیر وروزه:
اکثریت علمای اسلام از جمله شیخ عبد العزیز بن باز . شیخ عبد العزیز آل الشیخ . شیخ عبد الله بن غدیان ، شیخ صالح الفوزان ، شیخ بکر أبو زید. بدین باور اند که استعمال ملحم بواسیر، روزه را باطل نمی سازد .« فتاوی اللجنة الدائمة – المجموعة الثانیة» (9/211 )
مثلا کسی که درد معده دارد، اگر درد آن معمولی باشد، پس باید روزه اش را وقت خود بگیرد، ولی اگر درد معده آنقدر سخت است که طاقت را از او ستانده است، پس می تواند بعد از بهبودی آنها را قضا کند.
هیپاتیتس سی یا «زردی سیاه»
ویروس مرض هیپاتیتس سی یا « زردی سیاه»، یکی از عاملین عمدۀ مرض جگربشمار میرود یرقان یا زردی در انگلیس آنرا (: icterus یا Jaundice) ) می نامند بمعنی تغییر رنگ و زرد شدن پوست، صلبیه و غشاهای مخاطی ناشی از بالا رفتن بیلی روبین خون است.
بالا رفتن غلظت پلاسمایی بیلی روبین اغلب ناشی از مریض های پیش کبدی، کبدی (مانند هپاتیت) و پس کبدی (مانند سنگ کیسه صفرا) است.
یرقان خودش بحیث مریض بشمار نمی رود ،بلکه نشانهای از یک مریضی زمینه است و بصورت زرد شدن پوست و سفیدی این عارضه ناشی از وجود ماده زرد رنگ صفرا به اسم بیلیروبین در خون است.
این ماده رنگی زمانی تشکیل میشود که گلبولهای پیرسرخ از خون بطور طبیعی شکسته و تجزیه میشوند اما وقتی برخی از مریضی ها ایجاد شوند این ماده رنگی در خون جمع میشود و رنگ پوست را زرد می سازد .
ازعلتهای احتمالی یرقان میتوان به هپاتیت (التهاب کبد)،انسداد یا ناهنجاریهای مجاری صفراوی و انواع مشخصی از کم خونیها اشاره کرد.چشم خود را نشان میدهد.
بنآ در صورتیکه یک طبیب مسلمان و عادل تشخیص بدهد که روزه گرفتن برای همچو امراض خطرناک ، و موجب تشدید مریضی میگردد ، مبتلایان به همچومریضی ها تا شفا مریضی شان میتوانند روزه را افطار نمایند .وسپس آنروزهایی را که خورده اند قضاء کند، والبته کفاره لازم نیست.
زیرا خدای متعال می فرمایند: «وَمَنْ کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» البقرة/185. یعنی: و آن کس که مریض یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد.
شدت گـرسنگى وتشنگى :
اگر روزه ء دار از شدت گر سنگى بـــه خطر زندگى يـــا خطر فتور در عقل باشد ميتواند روزه نگيرد .
تــرس از هـلاكت :
اگر به علت محنت ومشقت احتمال مردن ، يا ظالمى بر كسى جبر كند كه اگر روزه گرفتى تر خواهم گشت يا به سختى ترا لت وكوب خواهم كرد ويا يكى از اعضاى بدن ترا قطع خواهم كرد ، اجازه است كه روزه نگيرد.
بــى هــوشى :
اگر بيهوشى بر كسى طارى گردد وچند روز دوام كند . در اين صورت قضاى روز هاى كه مانده واجب است .
جنـــــــون :
اگر جنون بر كسى طارى گشت واز آن هيچ وقت بهبود نمى يابد از گرفتن روزه معاف است ، قضا وفديه واجب نمى باشد ولى اگر بهبود يافت ، قضا بر وى واجب است.
تبصره :
اگر مریض ومسافر با گرفتن روزه دچار مشقت نشوند ، روزه گرفتن بهتر است واگر دچار مشقت شوند بهتر آن است كه روزه نگيرند. در حديث شريف از ابو سعيد خدري (رض ) روايت است : « با پيامبر صلى الله عليه وسلم در ماه رمضان به جنگ با كفار رفتيم بعضى از ما روزه بودن وبعضى ديگر روزه نبودند بدون اينكه از همديگر ايراد بگيرند ومعتقد بودند كسى كه توانايى روزه دارد اگر روزه بگيرد بهتر است وكسى كه توانايى روزه را ندارد بهتر آن است كه روزه نگيرد »( مسلم ۱۱۱۶ -۲/۷۸۷/۶۹ ) ، ( سنن الترمذى ۲/۱۰۸/۷۰۸ )
حالاتى كه شكستن روزه در آنها جـا يـز است :
حمله نا گهانى مرض كه خطر مرگ را دربر داشته باشد ويا حوادث ترافيكى توام با خطر باشد. اگر كسى نا گهان مريض شود ويا در صورتيكه روزه خود را نشكند خطر شدت مریضی اورا تهديد ميكند جـواز دارد روزه خود را بشكند. اگر كسى را مار ويا گژدم گزيد وضرورت به دوا باشد ميتواند روزه خود را بشكند.
حکم اصرار مریضان بر گرفتن روزه :
دربرخی از اوقات دیده میشود که تعدادی از انسان های مریض با درنظراشت اینکه شدیدا مریضی هستند ، ووضع جسمی وصیحی شان با گرفتن روزه به خطر مواجه میشود ،دکتوران حاذق بر خوردن روزه برایش توصیه هم نموده ولی با آنهم سختی ومشقت را تحمل کرده وبه اصطلاح از غیرت افغانی استفاده کرده وبه گرفتن روزه مبادرت میورزد .
باید خدمت این انسانها بعرض رسانید ه شود که این اشتباه است چون الله سبحان حرج و سختي را از بندگان خویش برداشته است وبه انسانها مریض اجازه داده است که روزه اش را بخورد و بعدا قضاي آن را بگيرد.
طوریکه پروردگار با عظمت ما میفرماید :« فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» (سوره بقره:185) ( پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که مریض يا در سفر است، روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد! خداوند، راحتى شما را مىخواهد، نه زحمت شما را)
فدیه وکفاره وفرق آن :
خواننده گان محترم !
اینکه در اخیر این مبحث غرض روشن شدن بهتر وبیشتر به توضیح فدیه وکفاره می پردازیم :
فدیه چیست :
اگر شخصی بنابر معاذیری از گرفتن روزه (مانند مریضی که روزه گرفتن برايش خطرناک است و اميد بهبودي و علاج وي نمي رود و يا مانند پيرمرد يا پيرزني ( شیخ فانی ) که از لحاظ جسمی وصیحی به شدت ناتوان شده و گرفتن روزه برايش ناممکن باشد ( باید بجاي روزه گرفتن) فديه دهد يعني در مقابل هر روز از روزه ماه رمضان يک نفر را طعام دهد، به دليل فرموده الله تعالي: « وَ عَلَي الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فُديَةٌ طَعَامُ مِسکِين» ( سوره بقره : 184)
وهمچنان بر اساس حکم حدیثی که حضرت ابن عباس روايت گردیده است :
« رخص للشيخ الكبير والعجوز الكبير ة فى ذلك وهما يطيقان الصوم أن يفطر ا إن شا ء ، ويطعما كل يوم مسكينا ، ولا قضا ء عليهما ، ثم نسخ ذلك فى هذا الايه « فمن شهد منكم الشهر فليصمه » وثبت للشيخ الكبير والعجوز الكبير إذا كان لا يطيقان الصوم والجلي والمرضع إذا خافتا أفطر تا ، وأطعمتا كل يوم مسكينا»« به پير مرد وپير زني ( شیخ فانی ) كه توانايى روزه گرفتن را ندارند برایشان جایز ، در صورتیکه خواسته باشند ، روزه نگيرند ودر مقابل هر روز ، مسكينى را غذا بدهند» وقضاى روزه بر آنها لازم نيست ، سپس ؛ اين حكم با آيه « فمن شهد منكم الشهر فليصمه » نسخ شد ولى ( آن حكم ) براى پير مرد وپير زنى كه توانايى روزه گرفتن را ندارند ثابت مانده است .
همچنين زن حامله وشير ده اي كه ( بر حال خود يا طفل خود ) بيم دارند مى توانند روزه نگيرند ودر بدل هر روز، يك مسكين را طعام دهند »( بيهقى : ۴/۲۳۰ )
همچنين از ابن عباس روايت است :« إذا خافت الحامل على نفسها ، والمرضع على ولد ها فى رمضان قال : يفطران ، ويطعمان مكان كل يوم مسكينا ، ولا يقضيان صوما »«اگر زن حامله از ضرر به جان خود وزن شير ده از ضرر به طفلش بيم داشت ، مى توانند روزه رمضان را نگيرند وبه جاي هر روزمسكيني را طعام دهند وقضاي روزه بر آنها لازم نيست »( صحيح البانى در كتاب الاروا ء ) ۴/۱۹ ) اين حديث را به طبرى ( ۸ ۲۷۵ ) نسبت داده وگفته است : سند آن به شرط مسلم صحيح است )
مقدار طعام واجب :
در حدیثی از انس بن مالك روايت است : « أنه ضعف عن الصوم عاما فصنع جفنة ثريد ودعا ثلاثين مسكينا فاشبعهم »« او سالى دچار ضعف شد بطوريكه نتوانست روزه بگيرد ، پس كاسه اي تريد گوشت درست كرد وسى مسكين را دعوت وآنها را سيركرد » ( الاروا 206 -4 ) ، (دارقطنی : 16-207 -2 )
تبصره :
فديه شامل ، طعام ، غله ، وقيمت آن هم ميگردد ، مقدار فديه به اندازه صدقه فطر است .
ولى اگر شخص از مرض بهبود يابد ، قضائى روزه فوت شده بر او واجب است ، خداوند پاك در مقابل فديه او اجر وثواب نصيب اش ميگرداند. در غذا دادن ( صبح وشام ) معيار حد وسط غذايى ميباشد كه خود شخص در زندگى عادى خويش ميخورد.
یادداشت توضیحی :
در دادن غذا حتمی نیست که باید حتما گندم یا برنج باشد، بلکه مهم دادن طعامی که معمولا فرد خود از آن تغذیه می کند به فقرا می باشد تا سیر شوند.
در مورد اینکه آیا می توان بجای طعام، پول نقد داد یا خیر،علماء با هم اختلاف نظر دارند. ولی اکثریت علما ویا به اصطلاح اکثر قریب به اتفاق دادن پول نقد را بجای غذا هم جایز نمی دانند . میگویند که حتمآ باید طعام باشد .
زیرا خداوند متعال در قرآن عظیم الشان در فدیه غذا دادن را بیان فرموده و نه قیمت معادل آنرا، و میفرماید: « وعلی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین » (سوره البقره:184)، یعنی: «و بر کسانی که روزه طاقت فرساست (یعنی: بر کسانیکه روزه را به دشواری تحمل میکنند و تاب و تحمل آن راندارند، چون پیرمردان کهنسال، زنان باردار و مریضان مزمن، پس بر اینان) فدیه ای است که عبارت از خوراک دادن به یک بینواست».
ولی امام ابوحنیفه دادن پول نقد بجای طعام را جایز دانسته ودر آن کدام ممانعتی نمی بیند .
ولی نباید فراموش کرد در کشورهای که : امکان یافتن شخص فقیر و مسکین وجود نداشت، می توان قیمت و پول آن کفاره را به جمعیت ها و مؤسسات خیریه (قابل اعتماد و غیر دولتی) که متولی نیابت کفارات مردم هستند اهدا نمود تا آنها پول اهدایی را به طعام تبدیل کرده و به فقراء بدهند.
قــــضا ء روزه :
معناى قضا ء عبارت از يك روز روزه گرفتن بعد از ماه رمضان بجاى يك روز روزه يى كه در ماه رمضان باطل گرديده ، ميباشد.
قضا ء روزه ميشود در ايامى كه گرفتن روزه در آن ممنوع نباشد صورت گيرد.
قضا ء روزه را الى اغاز ماه مبارك سال نو ميتواند بجا ء آورد. قضا روزه ميتواند پى در پى ويا متفرق صورت گيرد.
كفــــاره چيست ؟
كفاره عبارت از جزاى شرعى ميباشد كه پروردګار با عظمت ما آنرا بر كسيكه بعضى از جرايم از او سر زند تعين فرموده است مانند وجوب كفا ره بر قاتل يا كسيكه سو گندش را مى شكند.
كفاره بر روزه دار وقتى واجب ميشود كه عمدٱ روزه خود را فا سد نمايد مثلآ اينكه جماع كند.
كفاره دو ماه روزه پى درپى را ميگويند ، در صورتيكه در اين دوماه رمضان وروزه هايكه روزه در آن منع گرديده است نباشد . اگر به گرفتن دو ماه روزه نيز قادر نبود ،به شصت مسكين طعام دهد . كفاره در روزه فرضى بوده در فساد روزه غير رمضان كفاره وجود ندارد ، اگر چه قضاى رمضان هم باشد.
دادن طعام به 60 مسكين ، فقير ، محتاج ، نـــه براى كسانى كه نفقه ايشان بر او فرض باشد
( مانند پدر ، مادر ، زن) همچنان ميشود مقدار طعام را به پـــول نيز تاديه گرد وهمچنان ميتوان همان مسكين رابراى 60 روز كامل طعام داد.
فدیه فقرا وغرباء که قادر با تادیه نباشد چیست ؟
فقرا وغربا ء که قادر با تادیه فدیه نباشند ، برخورد شرع درمورد این اشخاص چه میباشد ؟
در جواب باید گفت که دین مقدس اسلام انسان را مطابق به توانمندی اش در اجرای احکام مکلف ساخته است ، وچیزیکه در توان شخص نباشد ، شرع اسلامی آنرا در اجرای مکلف نمی سازد :
قرآن عظیم الشان این فورمول را با زیبای خاصی چنین بیان داشته است :« لَیسَ للانسانِ الّا ماسَعی ) ( برای انسان بهره ای جز سعی وکوشش او نیست ) بنآ چیزیکه در توان انسان نباشد ، آن شخص مکلف به اجرای آن نیست .
همچنان پروردگار با عظمت میفرماید : « لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ. » (پروردگار هیچ کس را جز به اندازه توانش مکلف نمی کند، هر کار نیکی که انجام دهد به سود خود کرده، و هرکار بدی که انجام دهد به زیان خود کرده است.
پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را مگیر.
پروردگارا! بار سنگین بر ما مگذار آن چنان که بر کسانی که پیش ازما بودند گذاشته ای پروردگارا! آنچه تاب و توانش را نداریم بر دوش ما مگذار و از ما درگذر، و ما را بیامرز، و بر ما رحم فرما، تو سرور ما هستی، پس ما را بر قوم کافران پیروز گردان.
بنآ غریب وفقیری که توان پرداخت فدیه را نداشته باشد باید استغفار ( استغفر الله ) وتوبه کند واز دادن فدیه هم معاف است .
نظر واراء علما ء :
ودر این بخش نظر وارا ء علما ء را در مورد فقرا وغرباء که قادر با تادیه فدیه نباشند غرض استفاده مزید قرار ذیل جمعبندی میدارم :
شیخ بن عثیمین رحمه الله در فتاوی صیام خویش در مورد مریض مزمنی که نه میتواند روزه بگیرد و نه میتواند فدیه بدهد مینویسد :( مریض مزمن روزه دار) که نتواند (بعلت فقر) غذا بدهد (فدیه) از وی ساقط میشود، و همه واجبات اگر انسان قادر به انجام آن نباشد ساقط میشود، و اگر بجای آن بدیلی باشد آنرا انجام میدهد، ولی اگر بدیلی نداشته باشد ساقط میشود، و صحیحش آنست که (فدیه) ساقط میشود بر اساس قاعده مشهور (فقهی) که میگوید: « لا واجب مع العجز» یعنی « با ناتوانی واجبی نیست »
در حدیثی از ابوهریره رضی الله عنه روایت است: «در حالیکه نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم، مردی آمد و گفت : ای رسول خدا! هلاک شدم، (پیامبر صلی الله علیه وسلم) فرمود : چی شده، گفت : در حال روزه با همسرم آمیزش کردم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود آیا میتوانی بردهای را آزاد کنی؟ گفت نه، فرمود : آیا میتوانی دو ماه پشت سر هم روزه بگیری؟ گفت نه، فرمود : آیا میتوانی شصت مسکین را طعام بدهی؟ گفت نه، (ابوهریره) گفت : پیامبر صلی الله علیه وسلم مکثی کرد، آنگاه سبد بزرگی از خرما را برای پیامبر صلی الله علیه وسلم آوردند، فرمود : سؤال کننده کجاست؟ آن مرد گفت : من هستم. (پیامبر صلی الله علیه وسلم) فرمود : این را بگیر و (آن را بعنوان کفاره روزهات) صدقه بده، آن مرد گفت : به فقیرتر از خودم بدهم ای رسول خدا؟ به خدا قسم در تمام مدینه خانوادهای فقیرتر از خانواده من وجود ندارد.
پیامبرصلی الله علیه وسلم خندید به گونهای که دندانهای نیشش نمایان شد، سپس فرمود : (با آن) خانوادهات را طعام بده ( متفق علیه .)
در این حدیث متبرکه دیده میشود که : پیامبر صلی الله علیه و سلم به مردی که در رمضان جماع (نزدیکی) کرده بود فرمود: « خانوادات را بخوران » وپیا مبر صلی الله علیه وسلم بوی نگفت که « هر وقت توانستی کفاره اش را بده» .
همچنان شیخ بن باز رحمه الله در جواب سوالی : پیرزن بزرگسالی ( شیخ فانی ) که نمیتواند روزه بگیرد چنین جواب فرموده است :
« بر او است که در مقابل هر روز که روزه را میشکند نیم صاع فدیه بدهد از غذای معمول آن شهر مانند خرما، برنج، و غیره، که هر نیم صاع برابر است با یک و نیم کیلو گرم، همانطور که گروهی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم مانند ابن عباس چنین فتوایی را داده اند، و اگر فقیر بود و نمیتواند غذا بدهد هیچ چیزی بر او نیست، و این کفاره میتوان آنرا فقط به یک فقیر پرداخت و یا بیشتر، و چه در اول ماه و چه و سط و چه آخر ماه باشد. » (مجموع فتاوی ابن باز (15/203) .
امام نووی عالم شهیر جهان اسلام در مورد کسی که نه میتواند روزه بگیرد و نه قادر به پرداخت فدیه هست میفرماید :« وینبغی أن یکون الأصح هنا أنها تسقط ولا یلزمه إذا أیسر کالفطرة، لأنه عاجز حال التکلیف بالفدیة»، یعنی: ( و باید قول صحیحتر اینجا این باشد که کفاره ساقط میشود و اگر در آینده توانگر شود بر او واجب نیست مانند (زکات) فطر (که اگر کسی تنگدست هست از او ساقط میشود و در آینده لازم به پرداخت آن نیست)، زیرا او وقت تلکیف از پرداخت فدیه ناتوان است».
و ابن قدامة عالم دیگری جهان اسلام در « المغنی» در مورد کسی که نه میتواند روزه بگیرد و نه قادر به پرداخت فدیه هست میفرماید :« فإن کان عاجزاً عن الإطعام أیضاً فلا شیء علیه، ولا یکلف الله نفساً إلا وسعها» ، یعنی: « و اگر از غذا دادن نیز عاجز و ناتوان بود هیچ چیزی بر او نیست، و خداوند هیچکس را جز به اندازه تواناییاش مکلف نمیسازد».
کیفیت ادای فدیه رمضان :
شیخ علامه ابن عثیمین رحمه الله درموردکیفیت فدیه روزه بشکل طعام میفرماید :
کیفیت اطعام به دو صورت انجام می یابد :
اول:
پختن غذا ودعوت از مسکین ویا مساکین غرض صرف آن ، بر حسب روزهایی که باید فدیه بدهد، طوریکه انس بن مالک رضی الله عنه چنین عمل را انجام میداد.
دوم:
توزیع غذای غیر آماده (پخته نشده) به مساکین ( الشرح الممتع (6/335).اما اگر کسی بخواهد که در بدل سی روز به یک نفر غذا دهد، یعنی هر روز به او طعام دهد، جایز است چنانکه جمهور علمای مذاهب از جمله امام شافعی وامام حنابل و گروهی از علمای مالکیه بر جواز آن تاکید کرده اند، مولف کتاب الانصاف گفته: «جایز است طعام را کلا به یک مسکین واحد داد». الإنصاف (3/291)، وهمچنان نگاه کنید به: تحفة المحتاج 3 / 446، کشاف القناع 2 / 313، و «فتاوی اللجنة الدائمة» (10/198).
قابل تذکر است که : برای دادن فدیه لازم نیست که حتمآ قبل از عید فطر آنرا بدهد، بلکه بر او واجب است تا هرچه زودتر فدیه خود را بدهد قبل از آنکه رمضان سال بعد فرا برسد، اما هیچ حدیثی در این مورد وارد نشده است.
بنابراین کسی که هنوز فدیه نداده و اکنون عید شده و از آن گذشته، ایرادی ندارد ولی باید هرچه زودتر بر دادن فدیه روزه خود مبادرت ورزد، زیرا آجل نامعلوم هستند و ممکن است در ذمه شخص بماند.
و این مسئله شبیه به حکم قضای روزه رمضان است، پس بجا آوردن آن نیز بمانند بجا آوردن قضای روزه رمضان برای کسی است که بنا به عذری نتوانسته رمضان را روزه بگیرد.
.........................................................
پاورقی ها :
(۱) كلمه ( محيض ) مصدر ( حاضت المراة تحيض ) است ، ومعنى آن چنين ميشود :
« حيض جريان خون است كه از شر مگاه زن بدون ولادت وپاركى در حاليكه دارائى صحت است ، خـارج ميگردد » وچون اين مصدر مختص زنان است لذا اسم فاعل آن را مذ كر هم مى آورند ، وميگويند زن حائيض . »
سن آغاز حـــيض :
دليلى براى زمانبد ي شروع حيض ( عادت ماهيانه ) وپايان آن در پنجاه سالگى وجود ندارد ، وقول صحيح آنست كه هر وقت زن آن خون معروف نزد زنان را ببيند آن خون ، خون حيض شمرده ميشود : « ويسأ لونك عن المحيض قل هو أذى »( البقره : 222 ) ودر باره حيض از تو مى پرسند ، بگو حيض پليدى است . ( دراين جا
حكم آيه عموميت داشته وخداوند حكم ( حلال وحــرامي را که از وجود حيض ناشى مى شود) را به وجود حيض وابسته نموده ، وبراى آن سني را تعيين نفرموده است ، پس واجب است كه به آنچه حكم بدان وابسته است كه همان وجود (حيض) باشد رجوع شود ، پس هر وقت حيض وجود داشته باشد حكم ثابت مى شود وهر گاه وجود نداشته باشد حكم ثابت نمى شود ، بنابر اين هروقت زن حيض را ببيند حائض
( در حال عادت ) است گرچه در سنى كمتر از نه سال وبيشتر از پنجاه سال باشد ، زيرا زمانبدى احتياج به دليل وحال آنكه دليلاي براى زمانبدى وجود ندارد.
اما اكثريت علما كرام وفقها سن آغاز حيض را نه سالگى معرفى داشته اند وبر اين امر معتقد اند كه حيض تا آخر عمر دوام مى يابد . ودليلى براى پايان آن نمى باشد واگر زنى پير هم خون ببيند حيض شمرده ميشود.
امام ابو حنيفه ( رحمة الله عليه ) ميفر مايد :« نظر به قول مختار اگر دختر نه ساله خون ببيند در حكم حيض مــــــى باشد وبايد در چنين حالتى روزه ونماز را ترك گويد واين امر تا سن يأ س دوام مى كند وقول مختار آنست كه سن يأس پنجاوپنج سالكى ميباشد واگر زنى بعد از آن سن خونى ببيند حيض شمرده نميشود. مگر در صورتيكه مقدار خون زياد وبه رنگ سياه يا سرخ تيز باشد در آن صورت حيض شمرده ميشود.»
صفات ومـدت حيض:
خون حيض آن خون است كه با سوزش برون ميشود ، رنگش به سياهى نزديك بوده وداراى بوى بدى ميباشد.
درشرع هيچ حدى براى حداقل وحد اكثر آن وجود ندارد ومعمولآ در اين مورد به عادت زنان مراجعه مينمايند . ولى فقها وشارعين دين مدت كم حيض را سه روز ، وسط آن پنچ واحد اكثر آن ده شبانه روز معرفى داشته اند . البته آمدن خون در تمام اين مدت شرط نبوده بلكه وجود خون در اول موعد كفايت مى كند واگر در ميان طهارت واقع شده وباز خون ببيند هريك بصورت عليحده حيض پنداشته ميشود.
از ربيع بن صبيح ( رض ) روايت شده كه از انس ( رض ) شنيد كه ميگفت : « لا يــكون الحيض اكثر من عشرة » ( دار قطنى ) « نيست حيض بيشتر از ده روز » واحناف بر اين امر معتقد اند كه : « هر گاه بر حائض حداعظم مدت حيض كه ده روز است بگذرد جماع قبل از بند شدن خون وقبل از غسل جأيز است اما غسل قبل از جماع مستحب است .»
اگر خون بعد از حد اكثر عادت وقبل از حد اعظم مدت حيض قطع گردد قبل از غسل جماع جأيز نيست ودر صورت عدم موجوديت آب تيمم نموده وبه آن نماز بگذارد. احتياط جماع نكردن با حائض قبل از غسل است هر چند خون بعد از حد اعظم مدت حيض قطع گرديده باشد.
سبب حيــــض:
ام المؤمنين بى بى عائشة ( رض ) روايت نموده كه پيامبر اسلام در مورد حيض فرمود :
« إن هذا امــر كتبه الله تعالى على بنات آدم »( متفق عليه »( حيض امريست كه خداوند تعالى بر دختران آدم لازم كرده است .)
نــفــاس چيست:
نفاس خونى است كه بعداز ولادت يا بعد از خروج اكثريت حصه طفل ( ولو سقط هم باشد) از شر مگا ه زن خارج ميشود.
حد اعظم مدت نفاس چهل روز ، حد اقل ندارد وثبوت آن به نشا نه ء ديگرى غير از ولادت محتاج نيست . ( امـام شافعى ( رح ) حد اعظم مدت نفاس را شصت روز وحــــد اكثر آنرا چهل روز معرفى داشته است در حاليكه امام مالك حد اعظم نفاس را شصت روز معرفى نموده است . از أم سلمه ( رض) روايت است : « كانت النفسا ء تجلس على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم أربعين يوما » « نفسا ء » ( زنانى كه وضع حمل مى كنند ) زمانى پيامبر صلى الله عليه وسلم چهل روز مى نشستند( يعنى نماز وروزه را داد نمى كردند )( صحيح سنن ابن ماجه ، (۵۳۰ ، ) سنن ابو داود ( عون المعبود) : ۳۰۷ / ۵۰۱ / ۱ ) ،
( سنن الترمذى ) ۱۳۹ / ۹۲ / ۱ )
( سنن ابن ماجه ۶۴۸ / ۲۱۳ / ۱ )
استحــاضـــــه :
استحاضه عبارت از جارى شدن خون از قسمت پايين رحم در غير وقت حيض ونفاس پس هر خونى كه بيشتر از مدت حيض يا نفاس ويا كمتر از حد اقل آن ، ياقبل از سن حيض كه نه سالگى است ، بيايد استحاضه ميباشد . قبل از سن حيض كه نه سالگى است ، بيايد استحاضه ميباشد .
استحاضه بر شش نوع ميباشد :
كمتر از حداقل حيض ، بيشتر از حد اعظم حيض ، بيشتر از حد اعظم نفاس ، بيشتر از عادت وحد اكثر حيض و نفاس .
در حديث از ام الؤ منين عائشة ( رض ) روايت است كه پيامبر اسلام فرموده است :
« المستحاضة لا يغشا ها زوجها »( زنيكه در استحاضه است جماع نكند با او شوهرش ) چون در استحاضه اذيت است پس جماع مانند حالت حيض حرام ميباشد زيرا حق تعالى علت منع جماع با حائض را اذيت قرار داده واذيت در استحاضه نيز موجود است پس حرمت آن ثابت است .
ولى مذهب جمهور علما مستند به حديث اكرمه ( رض) كـــــه گفت است :« كانت أم حبيبه تستحاض وكان زوجها يغشا ها » ( ام حبيبه استحاضه ميبود وشوهرش با او جماع ميكرد. )
سيلان الـــرحم :
سيلان الرحم عبارت از حـالت است كه : از فر ج زن رطوبتى به رنگ سفيد يا زرد بطور مرتب وپيهم خارج ميشود . احكام سيلان الرحم مانند احكام استحاضه ميباشد.
زن مبتلا به سيلان الرحم بايد نماز بخواند ، روزه بگيرد وقرآن را تلاوت كند . البته براى هر نماز وضوى جداگانه گرفته هنگام استنجا ء فرج خود را خوب پاك بشويد.
فهرست :
|
شماره |
عنوان |
صفحه |
|
1 |
مقدمه |
|
|
2 |
انواع امـراض |
|
|
3 |
استنتاج کلی در مورد احكام مریض |
|
|
4 |
گتگوری امراض نزدجمهور علماء |
|
|
5 |
احکام شيخوخت و«شیخ فانی»در رمضان |
|
|
6 |
حمل |
|
|
7 |
اندازه ومقدار طعام فدیه |
|
|
8 |
مادر شیر ده ورمضان |
|
|
9 |
حائض ونفــاس در رمضان |
|
|
10 |
استعمال تابلیت غرض جلوگیری ازعادت ماهانه |
|
|
11 |
دیابت یا مریض شکردر رمضان |
|
|
12 |
مسولیت مریض شکر در ماه مبارک رمضان |
|
|
13 |
یادداشت فقهی در مورد پیچکاری انزولین |
|
|
14 |
امپول وپيچكارى در رمضان |
|
|
15 |
بی حسی جزئی از طریق بینی |
|
|
16 |
بی حسی جزئی چینی |
|
|
17 |
بی حسی از طریق توقف جریان خون |
|
|
18 |
بی حسی کلی |
|
|
19 |
استعمال دوا زیر زبان برای مریضان قلب (در رمضان ) |
|
|
20 |
اسپری تنفسی در رمضان |
|
|
21 |
استعمال قطره چکان ها دررمضان |
|
|
22 |
قطره چکان بینی |
|
|
23 |
قطره چگان گوش |
|
|
24 |
سایر داروی پاککننده گوش |
|
|
25 |
قطرچکان چشم |
|
|
26 |
چشم دردی واستعمال سرمه در رمضان |
|
|
27 |
قورت کردن بلغم در روزه |
|
|
28 |
شستو شوی رحم زن در رمضان |
|
|
29 |
حکم بیهوشی در رمضان |
|
|
30 |
انواع بیهوشی |
|
|
31 |
اول بیهوشی منطقه ای |
|
|
32 |
دوم بیهوشی عمومی |
|
|
33 |
سردردی شدید دررمضان |
|
|
34 |
مریض میگرن وروزه |
|
|
35 |
مریضی صرع (epilepsy) ورمضان |
|
|
36 |
حکم مریضان صرع دررمضان |
|
|
37 |
دندان کشی در رمضان |
|
|
38 |
دوا غرغره کلودر رمضان |
|
|
39 |
استنشاق بخار آب در حمام زوناء |
|
|
40 |
استعمال اسپری های ضدحساسیت |
|
|
41 |
مرض سل وروزه |
|
|
42 |
مریضی سنگ کرده ورمضان |
|
|
43 |
دياليز در ماه رمضان |
|
|
44 |
آیا دیالیز باطل کننده روزه است ؟ |
|
|
45 |
مرض کم خونی وروزه |
|
|
46 |
حکم تزریق خون وآمپول |
|
|
47 |
حجامت در رمضان |
|
|
48 |
حجامت در کدام امراض بکار ګرفته میشو د |
|
|
49 |
حکم شرعی در مورد حجامت |
|
|
50 |
خون ريزي در رمضان |
|
|
51 |
زخم معده |
|
|
52 |
معاینات معدی وروزه |
|
|
53 |
تزریق مقعدی |
|
|
54 |
آیا مقعد به معده مرتبط است؟ |
|
|
55 |
استعمال کپسول ضد قبضیت در رمضان |
|
|
56 |
استعمال ملحم بواسیر وروزه |
|
|
57 |
هیپاتیتس سی یا «زردی سیاه» |
|
|
58 |
شدت گـرسنگى وتشنگى |
|
|
59 |
تــرس از هـلاكت |
|
|
60 |
بــى هــوشى |
|
|
61 |
جنـــــــون |
|
|
62 |
حالاتى كه شكستن روزه در آنها جـا يـز است |
|
|
63 |
حکم اصرار مریضان بر گرفتن روزه |
|
|
64 |
فدیه وکفاره وفرق آن |
|
|
65 |
فدیه چیست |
|
|
66 |
مقدار طعام واجب |
|
|
67 |
قــــضا ء روزه |
|
|
68 |
كفــــاره چيست ؟ |
|
|
69 |
فدیه فقرا وغرباء که قادر با تادیه نباشد چیست ؟ |
|
|
70 |
کیفیت ادای فدیه رمضان |
|
|
71 |
پاورقی ها |
|
|
72 |
سن آغاز حـــيض |
|
|
73 |
صفات ومـدت حيض |
|
|
74 |
سبب حيــــض |
|
|
75 |
نــفــاس چيست |
|
|
76 |
استحــاضـــــه |
|
|
77 |
سيلان الـــرحم |
|
احکام مریض در رمضان
تتبع ونگارش : الحاج امین الدین « سعیدی - سعید افغانی »
مـدیـر مرکز مطالعات ستراتیژیکی افغان ومسؤل مرکز فرهنگی دحق لاره - جرمنی
والحاج قاضی لعل محمد صافی «پتوال »
ادرس ارتباطي : بريښنا ليک :saidafghani@hotmail.com
مردم مسلمان افغانستان مردم متحد، صلح دوست، عرفان دوست، پيرو مذهب امام اعظم ابوحنيفه (رح) و بيزار از هر نوع بي اتفاقي و خشونت است. متاسفانه مدارس و مراكزي در شهر هرات فعاليت دارند و موجب بي نظمي، بي عقيده گي؛ و تكفير و توهين به امامان مجتهد و ائمه دين مي كنند، لذا بر آن شديم تا جمعي از نويسندگان از حريم عقيده و مذهب اهل سنت و جماعت دفاع نمائيم. منتظر نظرات، پيشنهادات و انتقادات شما هستيم.