انواع امـراض :
جمهور علمای مذاهب از جمله ائمه اربعه گفته اند که مریض حق ندارد روزه اش را بخورد مگر آنکه مریضی اش شدید باشد، و منظور ازمریضی شدید چیست ؟
1- مریضی شخص به سبب روزه گرفتن افزایش یابد.
2- شفای وصحت یابی مریض به سبب روزه گرفتن به تاخیر افتد.
3- روزه گرفتن موجب مشقت و سختی زیادی بر وی شود، هرچند که مریضی اش را افزایش ندهد یا شفایش را به تاخیر نیاندازد.
4- همچنین علما ء کسی را که به سبب روزه گرفتن دچار مرضی گردد را نیز مشمول این حکم و رخصت دانسته اند.
ابن قدامه رحمه الله گفته:
«مریضی که خوردن روزه برایش جایز است؛ مریضی است که مرض شدیدی دارد که با روزه گرفتن شدت می یابد و یا می ترسد که بهبودی او دیر شود.. و (همچنین بر طبق رای) صحیح؛ کسی که می ترسد به سبب روزه گرفتن مریش شود..». ( المغنی) (4/403).
و زیلعی گفته:
«صحیح آنست؛ کسی که بترسد بخاطر روزه گرفتن مریض شود، او همانند مریض است (یعنی در حکم مریض است)». ( تبیین الحقائق) (1/333).
امام نووی رحمه الله گفته:
«مریضی که توانایی روزه گرفتن ندارد و امید بهبودی در وی می رود لازم نیست روزه بگیرد... و این زمانی است که مشقت و سختی ظاهری بخاطر روزه گرفتن بر وی وارد شود، و مشروط نشده که (این سختی) به جایی برسد که روزه گرفتن ممکن نباشد، بلکه اصحاب ما (شافعیه) گفته اند: شرط جواز روزه نگرفتن اینست که به سبب روزه به او مشقتی وارد گردد که احتمال آن (مشقت) در وی رود».« المجموع» (6/261).
و بعضی از علما گفته اند که برای هر مریضی جایز است که روزه نگیرد، هرچند که به سبب روزه گرفتن به وی تکلیف ومشقتی وارد نیاید، ولی این قول شاذ است و جمهور علما آنرا مرود دانسته اند. چنانکه امام نووی رحمه الله گفته: « بدون اختلاف نزد ما مرض ساده ای که بخاطر روزه گرفتن مشقتی بر او وارد نمی شود برایش جایز نیست که روزه اش را بخورد». ( المجموع (6/261).
شیخ ابن عثیمین رحمه الله می گوید:
«مریضی که با روزه گرفتن متاثر نمی شود، مانند سرماخوردگی خفیف، یا سردرد خفیف، و درد دندان، و همانند آنها؛ برای وی جایز نیست که روزه نگیرد، هرچند که بعضی از علما می گویند: بدلیل آیه ی «وَمَنْ کَانَ مَرِیضًا » ( سوره البقرة/185) برای او جایز است که روزه نگیرد، اما ما می گوییم: حکم (این آیه) معلول به علتی است و آن این است که روزه نگرفتن به او سودی برساند (و از سختی وی کاسته شود)، اما اگر (بخاطر مریضی) متاثر نمی شود برای وی جایز نیست روزه اش را بخورد و روزه بر او واجب است». الشرح الممتع (6/352) .
مفسران ، فقها وعلما ء دینی امراض كه خوردن روزه را به توصيه داكتر معالج متدين جواز دانسته عبارتند از :(امراض سل ، امراض صدرى ، امراض معدوى ، امراض روانى ، كه انسان به گرفتن روزه از حالت نورمال خارج ميگردد. ( وغيره امراض خطرناك ومضر ...) اگر شخصى فقط بــه اساس وهم وخيال خود كه گويا روزه ء اورا مريض مى سازد ويا مريضى اور افزايش ميدهد ، در حاليكه آن را تجربه هم نكرده ونه دكتور متخصص متدین برا يش مشوره داده روزه ء نگيرد گنهگار بوده وبايد كفاره آنرا هم بپردازد.
همچنان برای زنان که مریض اند ،داکتر معالج متدین در مورد ضرر مرض برای مریض توصیه نماید ودر تشخیص مرض که آیا مرضش مزمن ، دائم است و يا مؤقت حکمی صحیحی خویش را اعلان میدارد .که بعد از توصیه داکتر معالج احكام مريض درهنگام روزه بر او تطبيق ميشود.
استنتاج کلی در مورد احكام مریض در ماه رمضان :
- اګر ګرفتن روزه بر مسلمان بنابر مریضی سخت شود ، وګرفتن روزه موجب افزايش مریضی اش ، شود، وداکتر معالج و مسلمان كه تشخيصش درست باشد به او بگويد كه روزه برايشان ضرر داشته و دردشان را افزايش مي دهد و جان او را به خطر مي اندازد؛ در اين صورت اگر مرضش مزمن و دائم باشد پس مي تواند روزه نگيرد و در مقابل هر روز به يك مسكين به اندازه نصف صاع (تقريبآ يك كيلو و نيم) خوراك بدهد و قضاي روزه بر او لازم نيست.
- اگر نوع مرضی مزمن و دائم نبوده نيازى به خوراك دادن مسكين نيست بلكه بايد صبر كند تا از آن مرض شفا پيدا كند و سپس قضاء روزه اش را بگيرد .
- اگرداکتر معالج متدین تشخیص کرده بود كه مريضش مزمن و دائم ميباشد و آن شخص در بدل هر روز كه روزه نميگرفته يك مسكين را خوراك ميداده، ولى برفرض بر طرف شدن مریضی و بازگشت سلامتي، در آن صورت سال آينده را بايد روزه بگيريد و قضاي سالهاي گذشته كه افطار كرده است و كفاره ي آنها را پرداخت كرده است بر او لازم نيست.
و خوراك يك مسكين برابر است با نصف صاع از خوراك معمولى كه در شهرش رايج است، مانند خرما، برنج، و غيره، و نصف صاع برابر است با تقريبا يك كيلو و نصف (1.5Kgs.)
گتگوری امراض نزدجمهور علماء:
جمهور علماي مذاهب از جمله ائمه اربعه گتگوری های مریض را به شکل جمعبندی نموده است :
1- مریضی که به سبب روزه گرفتن افزايش يابد.
2- شفاي مریض به سبب روزه گرفتن به تاخير افتد.
3- روزه گرفتن موجب مشقت و سختي زيادي بر وي شود، هرچند که مریضی اش را افزايش ندهد يا شفايش را به تاخير نياندازد.
4- همچنين علما کسي را که به سبب روزه گرفتن دچار مرضی میشود را نيز مشمول اين حکم و رخصت دانسته اند.
تعریف مریض درفتوای شیخ بن عثیمین :
شیخ بن عثیمن در فتاوای(صفحه 111) خویش افراد مریض را در رمضان چنین فورمولبندی نموده است :«باید بدانیم که مریض به دو دسته تقسیم میشود:
قسم اول:
مریضی که امید درمانش وجود دارد، مانند مرضهای مؤقتی که زود رفع میشوند، پس این حکمش همان است که خداوند فرمودند: « فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ » (سوره البقره :آیه 184)، یعنی: «پس هر کس از شما مریض یا در سفر باشد پس لازم است (بر وی روزه گرفتن) شمار آن از روزهای دیگر»، پس فقط باید صبر کند تا شفا یابد و سپس روزه (قضاء) را بگیرد، و اگر این مرض کمی به طول انجامید و قبل از درمان بمیرد هیچ چیزی بر او نیست، زیرا خداوند قضاء را بر او در روزهای دیگری واجب کرده ولی او قبل از ادراک آن روزها درگذشت، و این مانند کسی است که در ماه شعبان قبل از رمضان بمیرد، که (طبیعتا) قضایی ندارد.
قسم دوم:
مرض مزمن باشد مانند سرطان ، و العیاذ بالله – و مرض کلیه (کرده ) و مرض شکری و شبیه آن امراض مزمن که امید به تداویش وجود نداشته باشد ،مریضان که به این امراض مبتلا اندمیتوانند روزه را افطار کنند و در مقابل هر روز یک مسکین را غذا میدهد، مانند پیرمرد و پیرزنی که طاقت گرفتن روزه را ندارند و روزه را نمیگیرند و در مقابل آن هر روز یک مسکین را غذا میدهند، و دلیلش حکم پروردگار است که میفرماید : « وَعَلَی ٱلَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ » (سوره البقره :آیه 184)، یعنی: «و بر کسانی که روزه طاقت فرساست (یعنی: بر کسانیکه روزه را به دشواری تحمل میکنند و تاب و تحمل آن راندارند، چون پیرمردان کهنسال، زنان باردار ومریضان مزمن، پس بر اینان) فدیه ای است که عبارت از خوراک دادن به یک بینواست«.
احکام شيخوخت و«شیخ فانی»در رمضان:
شيخوخت ويا كبر سن بدين معنى است : اشخاصیکه قدرت و توانمندى گرفتن روزه را از دست داده باشند .ویا شخص كهنسالِ كه روز بروز در ضعف وناتوانى باشد، وتوانائى روزه گرفتن را نداشته باشد ، برای این عده اشخاص « شيخ فانى» گفته میشوند .
این عده اشخاص به اساس حكم الهى ازگرفتن روزه معاف ومکلف به تادیه فدیه میگردند. «وعلى الذين يطيقونه فدية طعام مسكين » پيران كهن سال كه به زحمت مي توانند روزه بگيرند فديه اي كه طعام يك مسكين باشد واجب است) .
كلمه« يطيقون» از مصدر اطاقه است، و اطاقه همانطور كه بعضى گفته اند به معناى به بمصرف رسندن تمامى قدرت در عمل است كه لازمه آن اين است كه عمل نامبرده آنقدر دشوار باشد، كه همه نيروى انسانی خویش را در انجامش بمصرف رساند .
عرب وقتي كلمه (اطاقه) را به كار مي برد، كه قدرت انسان در انجام كاري به آخرين درجه ضعف خود رسيده باشد ومتحمل ناراحتي و مشقت فراوان گردد.
در اين آيه شريفه منظور از ( يطيقونه) كساني هستند كه با مشقت فراوان مي توانند روزه بگيرند، مانند اشخاص پيرو از كار افتاده و انسانهاي بسيار ضعيف و لاغر ، و زنان شيرده به اطفال ، وزنان حامله، و مريضهايي هستند كه اميد به بهبودي آن دیگر وجود ندارد که برخی از این مریضی ها رادر فوق یاد اور شدیم ، بنآ بر این گونه اشخاص ، روزه گرفتن برايشان بسيار مشكل است. بنآ این اشخاص مي توانند روزه نگيرند و بجای هر روزه ، يك انسان فقير را طعام دهند، طعامي كه بايد به اندازه اي باشد كه يك انسان معتدل را سير كند، ( غذای متداول ،معمول ومعرف محل ) و وقتي اين فديه را دادند ديگر قضاي روزه بر آنان واجب نيست .
همچنان اين حكم پروردګار شامل حال انعده از كسانى ميگردد كه به امراض مزمن كه علاج دوباره آن غير ممكن باشد نیز شامل میګردد . یعنی برآنان گرفتن روزه فرض نيست در بدل آن ميتوانند کفاره دهند که همان سير كردن یک روزه فرد مسکین بر او واجب میګردد .
در شرعیت اسلام این عمل نوعی رخصت و آسانگیری از جانب پروردګار به شمار می آید؛ چنانگه می فرماید:« يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ » .( خداوند آسايش شما را ميخواهد و خواهان زحمت شما نيست) (سوره بقره/185 )
و می فرماید: « وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » (و در دين كارهاي دشواروسنگین را بر دوش شما نگذاشته است ) ( سوره حج آیه 78 ) .
حضرت ابن عبّاس(رض) می گوید:( به انسان پیر و کهنسال اجازه داده شده است که در ماه رمضان روزه نگیرد، ولی به خاطر هر روز خوراک یک نفر فقیر را بپردازد، و قضای روزه بر او واجب نیست.)
و بخاری با عبارتی نزدیک به این حدیث از ابن عباس روایت نموده است که این آیه درباره سالخوردگان و امثال انها نازل شده است:» وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ » (و بر كساني كه توانائي انجام آن را ندارند
( همچون پيران ضعيف و مریضان هميشگي و كارگراني كه ساليانه پيوسته به كارهاي سختي ، مانند استخراج زغالسنگ اشتغال دارند ، و زندانيان محكوم به اعمال شاقهاي كه پيوسته به كار سنگين وادار ميگردند ) لازم است كفّاره بدهند ، و آن خوراك مسكيني است ( از خوراك متوسّطي كه به خانواده خود ميخورانيد و بايد در برابر هر روزي يك خوراك متوسّط كه بتواند به طور معتدل مسكيني را سير كند بپردازيد ) و هر كه كار خير را پذيرا شود ( و بر مقدار فديه بيفزايد ، و يا علاوه از روزه فرض ، روزه سنّت نيز بگيرد ) براي او بهتر است ) .( سوره بقره/ ایه :184 )
حمل :
زنان كه حامله اند وميدانند كه به گرفتن روزه براى حمل وخود آن ضرر ميرسد مكلف به گرفتن روزه نيستند. در دین مقدس اسلام جان جنین هم محترم شمرده شده است و نباید هیچ زن و مردی در نگهداری او سهل انگاری نمایند، تا از میان برود. خداوند هیچگاه به بندگانش کارهای طاقت فرسا را دستور نداده است .
ابن عباس مفسر شهیر جهان اسلام مینویسد که آیه :» وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ » (سوره بقره/184 ) درباره زنان حامله و شیرده نازل شده است
.
دین اسلام به خاطر نجات کودک، برای مادر افطار کردن روزه بر او واجب می گرداند . در این ارتباط خداوند متعال می فرماید:« وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ» (فرزندان خود را مکشید.)(سوره اسراء/31 و انعام/151 )
در حدیث شریف ازنافع رضي الله عنه روايت است:يکي از دختران ابن عمر رضي الله عنه که در عقد ازدواج مردی قريشي بود در زمان حاملگي در ماه رمضان دچارتشنگي شد و ابن عمررضي الله عنه به او دستور داد تا روزه اش را بشکند ودر بدل هر روز مسکينيرا طعام دهد. (صحيح، رواه الدارقطني 205/2- الاءرواء الغليل 21/4)
از ابن عباس رضي الله عنه روايت شده که کنيزش را ديد که حامله يا شيردهبود، پس فرمود: تو بمنزله کسي هستي (درروايتي مانند شخص کهن سالي هستي ) کهتوان (روزه گرفتن) نداري پس بر تو لازم است به جاي هر روز روزه، طعاممسکيني را بدهي وقضاي روزه بر تو واجب نيست. (صحيح ، رواه الدارقطني 206/2- الاءرواء الغليل 19/4- وقال الدارقطني اسناده صحيح)
از ابن عمر رضي الله عنه روايت است که زني از او سؤال کرد در مورد روزهگرفتن در حالي که حامله بود وابن عمر رضي الله عنه به او فرمود: روزه اترا بشکن ودر بدل هر روزمسکيني را طعام بده وقضاي روزه بر تو لازم نيست.
( صحيح روا الدارقطني 207/2- الاءرواء الغليل 20/4- قال الالباني سنده جيد)
واين قول ابن عباس وابن عمروسعيد بن جبير رضي الله عنهم است وصحابه با آنمخالفتي نکرده اند و نيزمذهب اسحاق بن راهويه واختيار محدثين است.
ودراصطلاح اگر روايتي از تعدادي اصحاب نقل شود و بقيه صحابه با آن مخالفتنکنند حکم اجماع را دارد.
اندازه ومقدار طعام فدیه :
اندازه ومقدارطعامی که به عنوان فديه به مساکين داده شود ، علمآء به حدیث ذیل استناد می نمایند :
از انس بن مالک رضي الله عنه روايت است: ايشان سالي دچار ضعف وسستي شدندونتوانستند روزه بگيرند پس کاسه اي تريد گوشت درست کرد وسي نفر مسکين رادعوت ، وآنها را سير کردند . (صحيح ، الهيثمي 164/3- طبراني فيالکبير1/214/675)
واين يک وعده غذا به يک مد (600 گرم يا به قولي625 گرم) غذاي غالب آن منطقهنيز تعبير شده است . يعني شخص مي تواند در بدل هر روز که روزه نگرفته ( 625 گرم) طعام غالب به مسکين بدهد ودادن قيمت (پول) به جاي طعام جايز نيستچون نص صراحتاً بردادن طعام دلالت دارد.
مادر شیر ده ورمضان :
اگر زن شيرده گمان غالب كند كه در صورت روزه گرفتن ضرر شديد به طفل وى خواهد رسيد اجازه دارد روزه نگيرد.صرف قضاى روزه بر آنها فرض است .
از انس بن مالك كعبى (ر ض ) روايت شده كه رسول الله عليه السلام فرموده است : « إن الله عزوجل وضع عن المسافر الصوم وشطر الصلاة وعن الحبلى والمرضع الصوم »« خداوند عزوجل برداشته از مسافرروزه ونصف نماز را واز زن حــاملـــه وشير ده روزه را » ( احمد ، ابو داود ، ابن ماجه ، تر مذى )
ابن عباس می فرماید:
«إذا خافت الحامل علی نفسها والمرضع علی وارها فی رمضان، یفطران ویطمعان مکان کل یوم مسکیناّ ولا یقضیان صرما » اگر زن حامله ازصحت و سلامتی خود بترسید ویا زن شیرده از سلامتی طفلش بترسید ، هر دو، روزه را بخورند وبرای هر روز ، روزه طعام یک نفر فقیر (مسکین) را بدهند و لازم نیست روزه را قضاء کنند
امام ابو حنيفه ( رحمة الله عليه ) ميفر مايد :
اگر زنى حامله يا شير ده از روزه گرفتن بتر سد جايز است افطار كند فرق نمى كند كه خوف او بر خودش وطفل اش ويا تنها بر خودش ويا تنها بر طفل اش باشد ، ودر صورت كه قدرت يافت صرف بر او قضا ء لازم است نه فديه ، همچنان پيهم روزه گرفتن در ايامى كه قضا مى كند بر او لازم نمى باشد. اين حكم براى زنى كه فرزند خود را شير ميدهد وزنى كه براى شير دادن اجير شده فرقى ندارد زيرا اگرمـادر طفل باشد شير دادن به اساس ديانت بر او وجب است واگر اجير باشد شير دادن به اساس عقد بر او واجب شده است .
علمای اهل حدیث می فرمایند:
اگرزن حامله از وجود خود بترسد ویا زن شیرده از سلامتی وجان بچه بترسد در آن صورت می تواند روزه را بخورد ( روزه نگیرد) و فدیه بدهد و قضاء بر اوواجب نیست.
حائض ونفــاس در رمضان :
زنانيكه به دوره حيض ونفاس (1) باشند جواز ندارد كه روزه دار گردند . اگر زن
حائض وزنى كه در نفاس است روزه بگيرند ، روزه آنها صحيح نيست ؛ چون يكى از شروط صحت روزه ، پاكي از حيض ونفاس است وبر آنها قضا واجب است .
در حديث از بى بى عايشه (رض ) روايت است : « كنا نحيض على عهد رسول الله (ص) فنؤ مر بقضا ء الصوم ولا نؤمر بقضا ء الصلاة » « ما در زمان پيامبر صلى الله عليه وسلم به حيض مى افتاديم ، به مادستور داده مى شد كه تنها روزه را قضا كنيم نه نماز را »( صحيح سنن الترمذي : ۶۳۰ ) ،( صحيح مسلم : ۱/۲۶۵/۳۳۵) ، ( سنن ابو داود ۲۵۹ و ۱/۴۴۴/۲۶۰ ) زن هر زمانيكه از دوره خلاص شدند بــه تجديد نيت به گرفتن روزه اقدام نمايند.
زنانه حائضه ونفسا ء روزه فوت شده شانرا بعد از رمضان قضا ء مى آورند.( اگر دوره نسائى اش قبل از فجر صورت گيرد ميتواند اول نيت وبعدٱ به گرفتن روزه
ا قدام نمايد واگر دوره نسائى آن بعد از فجر صورت گيرد در صورتيكه خواسته باشد ميتواند در همان روز از خوردن ونوشيدن اباء ورزد . ولى روزه آن درست نبوده بايد به قضاء آن مبادرت نمايد. (
قابل تذكر است آنعده از زنانيكه مريض به جريان دم متداوم مبتلا ء اند ( خارج از ايام حيض ونفاس ) ميتوانند روزه بگيرند. وحتى نماز پنچ گانه را بشر ط آنكه براى هر نماز وضو جداگانه نمايد ، اداء نمايد.
اگر زن فقط يك لحظه قبل از شام حيض يا نفاس ببيند روزه اش باطل گرديده وبايد آنرا قطع كند. اگر خون حيض يا نفاس براى لحظه يى هم قطع شود براى روزه نيت كند هر چند غسل را كمى به تأخير اندازد.
تبصره :
بايد دانست اگر روزه انسان فاسد شود بايد از خوردن ، نوشيدن وساير شكننده هاى روزه به جهت احترام رمضان خود دارى كند اما اين حكم بر اى حائض ونفسا ء تطبيق نميشود بلكه بروى لازم است كه خوردن ونوشيدن خود را از چشم مردم پنهان نمايد.
استعمال تابلیت غرض جلوگیری ازعادت ماهانه :
برخی از خواهران غرض جلوگیری از عادت ماهانه در ماه مبارک رمضان ، واینکه روزه بگیرند ودر ختم تراویح اشتراک نمایند ،تابلیت های مخصوصی راغرض دفع خونریزی استفاده مینمایند .
به این تعداد از خواهران باید گفت : پروردگار با عظمت ما حيض را برای دختران آدم قرار داده است وبرای اين دوره ماهانه حکمی ، طوریکه فوقآ بدان اشاره نمودیم مقرر داشته است ، پس زنانیکه که دوره حیض ونفاس وعادت ماهانه باشد ، باید از گرفتن روزه اجتناب کنند ، و نبايد با خوردن تابلیت ها واستفاده از وسایل دیگر که فطرت خلقت را بر هم زند، پناه ببرند .
زیر این عمل از یک طرف ضرربرای صحت وسلامتی جسمی زنان ببار میاورد ، واز طرف دیگر هیچ ثوابی از گرفتن روزه نصیب شان نمیگردد . زیر این عمل سوء راضی نشدن زنها به روند طبیعی خلقت خویش نشان میدهد .
خواهران متدین !
همچنان قابل یاد اوری میدانم که استفاده زن از تابلیت های که مانع از حیض می شوند، در دین مقدس اسلام کدام مانع شرعی ندارد. به شرطی که برای سلامتی و تندرستی زن مضرّ نباشند؛ واز طرف دیگر ، این عمل باید با اجازه شوهرش صورت گیرد .
ولی طب امروزی بدین باور است که این کار برای سلامتی زنان بی نهایت مضرّ بوده ، و مشخص است که خون حیض، امری طبیعی است و هر گاه از امر طبیعی جلوگیری شود، قطعاً برای بدن مضرّ خواهد بود.
همچنین این قرصها باعث می شوند تا عادت قاعدگی دچار اختلال و تغییر شود، و زن در مورد نماز و همخوابی با همسرش دچار شک و تردید گردد .
برای یک زن مسلمان ، شایسته آن خواهد بود که به تقدیر الهی راضی باشند؛در احادیت متبرکه امده است که در سال حجۀ الوداع پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نزد عائشه آمد، در حالی که عائشه گریه می کرد- عائشه برای ادای عمره احرام بسته بود- پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمود:« مَا لَکِ لَعَلَّکِ نَفِسْتِ؟ » «چه شده تو را! شاید حیض شده ای»؟ گفت: بله؛ پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمود:« هَذَا شَیْءٌ کَتَبَهُ اللَّهُ عَلَی بَنَاتِ آدَمَ » «این چیزی است که خداوند برای زنان مقدور نموده است» ( البخاری (305)و أطراف فی (294)، و مسلم (1211)
پس بهتر است زنان صبر نمایند و اگر روزه گرفتن و نماز خواندن برای آنها به سبب حیض مشکل است، اما دروازه ی ذکر باز است، پس به ذکر و تسبیح خدا بپردازند و صدقه بدهند و با کردار و گفتار به مردم نیکی کنند، و این از بهترین اعمال است.
دیابت یا مریض شکردر رمضان
خواننده محترم !
مریضی شکر یا (دیابت ) ازجمله مریضی های است که : به علت ناتوانی بدن در تولید یا مصرف انسولین بوجود می اید .
انسولین ماده ای است که در بدن توسط لوزالمعده تولید می گردد و باعث می شود قند یا به عبارتی مهمترین منبع انرژی بدن مورد استفاده قرار گیرد.
انواع مریضی شکر (دیابت )
مرض شکر یا دیابت بر دونوع است :
1- نوع اول مریضی شکر عبارت از آن است که شخصی مبتلا به آن لازم است جهت ادامه حیات خود، انسولین در بدن خویش پیچکاری کند . این نوع مریضی شکرمعمولآ در بین اطفال وجوانان زیاد بو جود می اید .
2- نوع دوم مریضی شکر مریضی است که در کلان سالان ، بخصوص اشخاص سنین 40 دیده میشود .
این نوع از مرض شکر معمولآ با رژیم غذایی ، فعالیت جسمی ( سپورت ) ویا گرفتن دوا شکر ، تحت کنترول می اید ، ولی در برخی از انسانها در این سن وسال ضرورت به پیچکاری انزولین نیز دیده میشود.
در دیابت نوع دوم چه اتفاقی رخ می دهد؟
در شخصیکه مبتلا به این نوع دیابت، سلول های بدن حساسیت لازم نسبت به هورمون انسولین را ندارند و پس از مدتی لوزالمعده نیز در تولید انسولین به مقدار کافی، مشکل پیدا می کند. بدون وجود حساسیت لازم به انسولین یا در صورت کمبود ترشح انسولین، بدن نمی تواند قند موجود در خون را به داخل سلول حرکت دهد؛ بنابراین قند خون بالا می رود و افزایش قند خون سبب پیدایش مشکلاتی در فرد مبتلا می گردد.
علامت ها و نشانه های دیابت نوع دوم چیست؟
این نوع دیابت معمولاٌ به آهستگی پیشرفت می کند. علامت های اصلی آن پرادراری، تشنگی بیش از حد، کاهش وزن قابل توجه، افزایش اشتها و خستگی زودرس و شدید است. علامت ها و نشانه های دیگر عبارتند از:
- عفونت های مکرر دهان، پوست، ناحیه تناسلی یا مثانه
- ضعف بینای
- سوزش ، گزگز وسوزنگ شدن انگشتان دست یا پاها
- خشکی و خارش پوست این علامت ها ممکن است خفیف باشند به طوری که فرد متوجه آنها نگردد.
در سالمندان گاهی این علامت ها فقط به سن بالا نسبت داده می شود و تشخیص دیابت به تأخیر می افتد.
نکته قابل توجه بخصوص در کشور ما افغانستان این که بیش از نیمی از مبتلایان به دیابت ازمریضی خود بی خبرند واصلآ نمیدانند که مرض شکر چیست !
مسولیت مریض شکر در ماه مبارک رمضان :
طوریکه قبلآ یاد اور شدیم در این هیچ جای شک نیست که مریضی شکر از جمله امراض مزمن ویکی از امراض است که اگر برایش دقت وتوجه لازم بعمل نیاید خطرات جدی را در سلامتی انسان ببار میاورد ، مرض شکر بمثابه ام امراض بحساب می اید که در صورت پیشرفته شدن این مرض در وجود انسان بر انجام بعضی از عبادات تاثیر می گذارد؛ از جمله طهارت ، نماز و روزه، چرا که روزه انسان را در طول روز از خوردن و آشامیدن منع می کند، و اشخاصیکه مبتلا به مریضی شکر
( دیابت ) باشد در طول روز نیاز به نوشیدن مقدار زیادی آب در اوقات متعدد دارند. همچنین نیاز دارند تا مقداری غذا را در اوقات مختلف صرف کند ، و تشنگی شدید گاهی موجب افزایش مریضی می گردد و ممکن است عوارض جدی در سلامتی وجود انسان دربر داشته باشد.
در صورتیکه یک فرد مسلمان واقعآ در وقت مریضی به مشقت مبتلا گردد ، پروردگار با عظمت ما برای مسلمان اجازه فرموده تا روزه نگیرد .
«وَمَنْ کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»
(سوره البقرة/185. ) یعنی: و آن کس که مریض یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد، خداوند، آسانی بر شما را میخواهد، نه سختی بر شما را.
اما با این وجود مریضی شکر ( دیابتی ) نمی تواند بخاطر داشتن مرض قند روزه نگیرد، چراکه مریضان مبتلا با شکر نوع دوم به سه کتکوری تقسیم میشوند :
کتگوری اول :
از مریضان اند ، که مبتلا به مریضی شکر دارند ولی میتوانند با تطبیق پلان (رژیم غذای منظم وسپورت منظم وفعالیت های جسمی ) بر مریضی خویش غالب شوند و یا به اصطلاح آنرا تحت کنترل در اورند و در اصطلاح طیبی ، این دیابت از نوع خفیف است وحکم شرعی ومکلفیت شرعی برای این مریضان همین است که باید روزه بگیرند، چرا که مریضی شان به حدی نیست که : روزه گرفتن سلامتی جسمی آنرا متضرر سازد .
کتگوری دوم :
کتگوری دوم مریضان شکر ، مریضان آند که برای آنها داروهایی همراه با یک پروگرام منظم غذایی مشخص تجویز می شود تا مقدار قند خون را کاهش دهند.
مریضان کتگوری دوم را میتوان باز هم بدو گروه دسته بندی نمود .
1- گروه اول :
گروه اول این دسته عبارت از مریضان اند که ضرورت دارند یکبار باید دوا ضد شکر میگیرند ، بر این نوع از مریضان لازم که باید روزه بگیرند، زیرا آنها می توانند دوا خویش را در فاصله بین مغرب تا قبل از اذان صبح قرار دهند.
2- گروه دوم :
عبارت ازمریضان هستند که ضرورت دارند در طول روز دو یا سه بار تابلیت بگیرند ، در اینحالت اگر امکان آن وجود داشته باشد که مصرف آن تابلیت ها به بعد از اذان مغرب و قبل از اذان صبح منقل شود، بدون آنکه زیانی جدی بر مریض وارد شود، پس باید روزه اش را بگیرد، ولی اگر تاخیر در خوردن آن دواموجب زیان جدی می شود، او می تواند روزه نگیرد و در عوض در وقت مناسبی بعد از رمضان که مشکل مریضی اش خفیف گردد، آن روزها را قضاء کند.
برای تشخیص این موضوع که آیا تاخیر در مصرف دوا و قرص زیان آور نیست، طوریکه قبلآ یاد اور شدیم لازمست یک دکتور متخصص مسلمان عادل نظر بدهد.
کتگوری سوم :
کتگوری سوم مریضان شکر عبارت از مریضان هستند که برای کنترل شکر خود، در طول روز یک یا دو بار و یا حتی بیشتر انسولین تزریق کنند.
اگر این مریضان با تزریق آمپول انسولین از خوردن قرص و دیگر دوا ها در طول روز بی نیاز می گردند، پس باید روزه بگیرند، زیرا تزریق بیچکاری انسولین باعث باطل شدن روزه نمی شود.
چنانچه علمای هیئت دائمی افتاء در پاسخ به سوال در خصوص حکم تزریق انسولین برای شخص روزه دار، پاسخ دادند: «ایرادی ندارد که از آمپول مذکور در طول روز جهت مداوا استفاده کند، و قضای آنروز بر او واجب نیست (زیرا روزه اش باطل نمی شود)، و البته اگر ممکن باشد که در شب استفاده شود و مشقتی در اینحالت بر او ایجاد نمی شود، این بهتر است». «برای تفصیل موضوع مراجعه شود به بحث فتاوی
« اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء» 10 / 252. » منتشره در ( سایت عقیده )
اما اگر نیاز دارند که بعد از تزریق انسولین، حتما غذا و آب نیز بخورند و بیاشامند، پس می تواند روزه نگیرد، در عوض در وقت مناسبی روزه اش را قضاء کند که مشکل او خفیف تر شده باشد.
یادداشت :
آن دسته از مریضان دیابتی که بر اساس تقسیم بندی فوق مشمول رخصت می شوند، لازمست تا بعد از رمضان در فرصت مناسبی که اوضاع مریضی آنها خفیف تر می شود، روزه خود را قضاء کنند. اما اگر مریض آنها تا آخر عمر از حالت شدید به خفیف کاهش نمی یابد و همواره مشمول رخصت نگرفتن روزه می مانند، در آنصورت نیازی نیست تا روزه های رمضان را قضاء کنند، کافیست تا بجای هر روز از رمضان، یک نفر فقیر یا مسکین را غذا بدهند، از همان غذایی که خود می خورند به او نیز بدهند، حکم صریح در این مورد فرموده الله تعالی است :« فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ» (سوره بقره 184).
یعنی: و هر کس از شما مریض یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آنها طاقتفرساست؛ (همچون مریضان مزمن، و پیرمردان و پیرزنان ناتوان) لازم است فدیه بدهند: مسکینی را اطعام کنند؛ و کسی که کارِ خیری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و روزه گرفتن برای شما بهتر است اگر بدانید.
و می توانند سی نفر مسکین را به خوردن غذا دعوت کنند و فدیه یک ماه را همزمان و یا در عرض چند دفعه بدهند.
یادداشت فقهی در مورد پیچکاری انزولین :
حکم اسلامی همین است که : استعمال بیچکاری انزولین ،برای مریضان شکر که در زیر پوست بعمل می اید ،به هیچ وجه ، روزه را باطل نمی سازد ، از طرف دیگر پیچکاری انزولین ، از جمله پیچکاری خوراک و نوشید نی نیست و بمعنی خوردن و نوشیدن هم نیست .
بنآ اگرمریض دیابت از پیچکاری انزولین در طول روز جهت مداوا مریضی خویش استفاده کند، روزه اش باطل نمی گردد و قضای روزه نیز برآن واجب نیست .
امپول وپيچكارى در رمضان
:
قبل از همه باید که تزریق پیچکاری به سه نوع صورت میگیرد :
1- ترزیق در زیر پوست (subcutaneous-s.c ) معمولابرای پیچکاری انسولین استفاده میشود .
2- ترزیق در داخل عضله (intramuscular-i.m )
3- ترزیق در داخل رگ یا ورید (intravenou s- i.v )
مراکز دار الافتاء کشور های اسلامی واز جمله علما شهیر جهان اسلام هریک شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز و عالم شهیر کشور عربستان وشیخ محمد بن صالح العثيمينطی فتوای شرعی گفته اند که :
پیچکاری در زیر پوست (subcutaneous-s.c ) و داخل عضله (intramuscular-i.m )شامل خوردن و یا آشامیدن نبوده و به مثابه خوردن و آشامیدن بحساب نمی اید ، بنابراین هردونوع پیچکاری ها روزه را باطل نمیکند.
ولی در مورد پیچکاری که در رگ یا ورید (intravenou s- i.v ) بعمل میاید ، علما ء در این نوع پیچکاری به چند دسته تقسیم گردیده اند .
دسته اول :
دسته اول از علما ء بدین امرمعتقد اند که این نوع از پیچکاری ،روزه را باطل میکند. از انجمله میتوان از شیخ سعدی :، شیخ عبدالعزیز بن عبدالله ابن باز :، وشیخ ابن عثیمین :، و مجمع فقه اسلامی نام برد . این تعداد از علماء استدلال میاورند که پیچکاری رگ یا ورید درحکم مشابهات به خوردن واشامیدن است .و انسان را از خوردن و آشامیدن بینیاز میسازد.
دسته دوم :
دسته دوم علما ء بدین نظر اند که پیچکاری رک یا ورید روزه را باطل نمی سازد ، زیرا چیزی از آن طریق مجاری طبیعی به معده نمیرسد و به فرض رسیدن آن به معده، این کار از طریق منافذ انجام میگیرد و این منافذ نه شکم هستند و نه در حکم آن میباشند تا اینکه بگوییم چیزی وارد شکم شخص شده است.
نتیجه وحکم دقیق اسلامی :
درمورد پیچکاری ورید ویا رک حکم دقیق اسلامی همین است که این نوع از پیچکاری ، روزه را باطل میسازد ، زیرا برای باطل کردن روزه دخول به شکم شرط نیست، بلکه حصول تغذیه برای بدن از هر طریقی که باشد روزه را باطل میکند.
یادداشت ضروری :
پیچکاری که از راه رک ویا ورید غرض بیهوشی (Anesthesia: انستزی ) مورد استفاده قرار میگیرد ، روزه را باطل نمی سازد .
ولی باید خاطر نشان ساخت که بیهوشی به اثر انستزی به چند نوع است :
الف: بی حسی جزئی از طریق بینی:
که در این حالت مریض یک ماده گازی را بو میکند و آن ماده بر اعصاب وی تأثیر گذاشته و شخص بی حس میشود. این گونه بی حسی روزه را باطل نمیکند زیرا ماده گازی وارد شده به بدن نه وزنی دارد و نه محتوی مواد مغذی است.
ب: بی حسی جزئی چینی:
این نوع بی حسی به چین منسوب است و به این ترتیب انجام میگیرد که سوزن خالی به مراکز احساس در زیر پوست زده میشود و نوعی از غدههای موجود را به ترشح مورفین طبیعی که در بدن وجود دارد، تحریک میکند. و به دنبال آن مریض قدرت احساس را از دست میدهد.
این گونه نیز به شرط اینکه موضعی باشد و نه کلی، روزه را باطل نمیکند، زیرا چیزی وارد شکم نمیشود.
ج: بی حسی از طریق توقف جریان خون:
به این ترتیب که به کمک یک داروی گیاهی - که سریع تأثیر میکند - جریان خون متوقف شده و برای چند ثانیه مریض بی حس میشود.
این گونه نیز به شرط اینکه موضعی باشد و تمام بدن را بی حس نکند روزه را باطل نمیسازد، زیرا چیزی وارد شکم نمیشود.
د: بی حسی کلی:
در مورد بی حسی کلی علماء اختلاف نظر دارند. و علمای متقدم نیز در بحث از «مغمی علیه = بیهوش» به آن پرداختهاند.
در مورد بیهوش گفته شده که دو حالت دارد:
1- شخص تمام روز را بیهوش باشد و هیچ لحظهای از روز را هوشیار نباشد: در این صورت روزه چنین شخصی از دیدگاه جمهور علماء صحیح نیست.
زیر پیامبر صلی الله علیه وسلم در یک حدیث قدسی از خدا نقل میفرماید که: «یدع طعامه وشهوته من أجلی» یعنی: ... طعام و شهوت (و اشتهایش) را به خاطر من رها میکند.
در حالی که در مورد بیهوش نمیتوان گفت: به خاطر خدا روزه گرفته، چون بیهوش بوده و اصلاً قدرت تصمیم گیری ندارد.
2- شخص تمام روز را بیهوش نباشد: علماء در این باره اختلاف نظر دارند:
دیدگاه صحیح این است که اگر بخشی از روز را به هوش بیاید، روزهاش صحیح است و امام احمد و امام شافعی بر این رأی بودهاند.
امام صاحب مالک ، روزه چنین شخصی را به طور مطلق باطل میداند.
امام صاحب ابوحنیفه میگوید:
اگر قبل از زوال آفتاب (از وسط آسمان) به هوش آید، تجدید نیت نموده و روزهاش صحیح میباشد.
رأی امام احمد و امام شافعی درست است زیرا نیت روزهای که امام ابوحنیفه از آن صحبت میکند، برای بخشی از روز خواهد بود.
استعمال دوا زیر زبان برای مریضان قلب
قبل از همه باید گفت : آنعده از مریضان قلبی که تابلیت برای مداوای حملههای ناگهانی قلب زیر زبان می گیرند ، روزه شان باطل نمی گردد ، زیر ، به مجرد گذاشتن این تابلیت در زیر زبان ، جذب (بدن) شده و خون آنها را به قلب میرساند و در نتیجه، از حمله ناگهانی قلب جلوگیری بعمل میاورد ، ودرد قلب بهبود مییابد.
بنآ این تابلیت ها روزه را باطل نمیکنند و استفاده ار آنها برای روزهدار جایز است زیرا آنها در دهان جذب شده و به شکم نمیرسند بنابراین باطل کننده روزه نیستند.
اسپری تنفسی در رمضان :
اسپری تنفسی عبارت از اسپری است که : محتوی یک مایع دارویی متشکل از آب، اکسیژن و بعضی از مواد دارویی است.
در مورد اینکه این سپری با طل کننده روزه است یاخیر ، علمای معاصر اسلامی در مورد آن اختلاف نظر دارند:
دیدگاه اول:
گروهی از علماء قائل به عدم بطلان روزه توسط این ( اسپری تنفسی )هستند، از جمله: شیخ عبدالعزیز بن باز، شیخ محمد عثیمین، شیخ عبدالله بن جبرین و هئیت دائمی افتاء.
این گروه برای دیدگاه خود چندین دلیل ارائه میدهند؛
الف:
به اجماع علماء، روزه دار میتواند مضمضه (گردانیدن آب در دهان و غرغره کردن آن) و استنشاق (آب انداختن به بینی) کند، در حالی که با مضمضه کردن آب، مقداری از باقیمانده آن در دهان باقی میماند و به همراه بذاق ولعب دهان وارد معده میشود.
آنچه که از طریق کپسول تنگی نفس نیز به مری و از آنجا به معده میرسد، اندک است و میتوان آن را بر آب اندک باقیمانده از مضمضه قیاس کرد.
توضیح اینکه:
حجم مایع دارویی در هر کپسول 5/0 میلی لیتر است و این مقدار خیلی ناچیز بود، و بر آب باقیمانده از مضمضه قابل قیاس است.
ب:
دخول چیزی از کپسول تنگی نفس به معده، یقینی نبوده و بلکه محل تردید است، بنابراین اصل بر صحت روزه و عدم ابطال آن توسط این کپسول میباشد زیرا یقین با شک زایل نمیشود.
ج:
استفاده از این کپسول به مثابه خوردن و یا آشامیدن چیزی نیست و بلکه به سان گرفتن (مقداری) خون برای آزمایش و یا شبیه آمپول غیرمغذی است (مراد آمپولی است که به پوست و یا ماهیچه تزریق میشود و به مثابه تغذیه نیست و در مقابل آن تزریق در رگ وجود دارد که تغذیه محسوب میشود).
د:
اطباء میگویند که سواک مشتمل بر هشت ماده شیمیایی است. با این وجود، بنابر قول راجح استفاده از آن برای روزهدار به طور مطلق جایز است در حالی که رسیدن مقداری از آن مواد به معده بدیهی است. رسیدن مایع دارویی به معده نیز در حکم سوال است.
دیدگاه دوم:
گروه دیگری از علماء استفاده ازسپری نفس تنگی را برای روزه دار ممنوع میدانند و میگویند: در صورت اضطرار باید از آن استفاده کند و بعداً روزهاش را قضا نماید.
این گروه برای اثبات نظریات وفتاوی حکمی خویش استدلال میاورند : محتوای کپسول از طریق دهان به معده میرسد و لذا روزه را باطل میکند.
در جواب ایشان باید گفت: حتی به فرض رسیدن محتوای کپسول به معده، این مقدار رسیده خیلی ناچیز بوده و میتوان آن را بر باقیمانده آب مضمضه قیاس کرد و لذا دیدگاه اول راجح است.
استعمال قطره چکان ها دررمضان :
خواننده محترم !
استعمال قطره چکان ها( از قبیل قطره چکان گوش ، ، قطره چگان بینی ،وقطره چشم ) و سرمه ، ملحم باب از موضعات مهمی در ماه مبارک رمضان بشمار میرود . اینک در ذیل به تفصیل هرکدم شان به تفصیل می پردازیم .
قطره چکان بینی :
درموردقطره چکان بینی که آیا روزه را باطل می سازد یا خیر علماء اسلامی به دو دسته تقسیم گردیده اند :
دسته اول :
گروپ اول از علماء طی فتوای حکم صادر نموده اند که با استعمال قطره چکان بینی روزه باطل میگردد که در آن جمله میتواند از شیخ ابن باز وشیخ ابن عثمین نام برد .
این تعداد از علما ء در اثبات فتوای خویش به حدیث مرفوع لقیط بن صبره استدلال کردهاند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده: «وبالغ فی الاستنشاق إلاَّ أن تکون صائماً» یعنی: در استنشاق مبالغه و زیاده روی کن مگر وقتی که روزهای.
این حدیث به صورت ضمنی بیان میکند که بینی به معده راه دارد و در این صورت استعمال قطره بینی برای شخص روزهدار ممنوع است.
نهی پیامبر صلی الله علیه وسلم از مبالغه و زیاده روی در استنشاق، متضمن نهی از دخول چیز اندک نیز میباشد زیرا حتی در صورت زیاده روی در استنشاق نیز مقدار ناچیزی از آن وارد بدن میشود.
دسته دوم :
دردسته دوم علمای قرار دارند که طی فتوای خویش حکم فرموده اند که : قطره چکان بینی روزه را باطل نمیکند.
قائلان به این قول قطره بینی را بر باقیمانده مضمضه قیاس نمودهاند زیرا مقدار بسیار ناچیزی از این قطره به معده میرسد. حجم این قطره 06/0 سانتی متر مکعب بوده و تازه از این حجم نیز مقدار خیلی ناچیزی به معده میرسد که از آن چشم پوشی میشود.
به علاوه اصل بر صحت روزه است و بطلان روزه توسط قطره بینی محل تردید است، بنابراین اصل، صحت روزه میباشد زیرا یقین با شک زایل نمیشود. هر دو دیدگاه مستدل و قوی هستند.
قطره چگان گوش :
علمای پیشین در مورد « تداوی از طریق ریختن آب در گوش مریض » در ماه مبارک بحث نموده ودر مورد نظریات اجتهادات فقهی خویش را بیان داشته اند :
از جمله جمهور علماء در مورد قطره چکان گوش در ماه مبارک رمضان میفرمایند که ریختن قطره چکان در گوش روزه باطل میگردد .
حنبلیها میگویند: وقتی به مغز برسد روزه را باطل میگردد .
در مقابل عالم وفقهی شهیر جهان اسلامی شیخ ابن حزم اندلسی در مورد قطره چگان گوش میگوید که: قطره چکان گوش روزه را باطل نمی سازد زیرا قطره چکان گوش به مغز نمیرسد و صرف به منفذهای پوست میرسد.
طوریکه طب امروزه این را به اثابت رسانیده که :مجرایی بین گوش و مغز وجود ندارد که مایعی از گوش به مغز برسد مگر صماخ گوش پاره شود.
پس رای صحیح همین است که :قطره چکان گوش روزه را باطل نمیکند.
یادداشت :
در صورتی که صماخ گوش پاره شود، مداوا از طریق گوش حکم مداوا از طریق بینی را مییابد یعنی قطره چکان گوش حکم قطره چکان بینی را خواهد داشت که حکم آن گذشت.
سایر داروی پاککننده گوش:
دوای پاک کننده گوش حکم قطره چکان گوش را داشته ، مگر اینکه صماخ گوش پاره باشد که علماء میگویند: در این حالت مقدار زیادی از این ماده وارد بدن خواهد شد و لذا روزه باطل میشود.بنابراین دو حالت پیدا میکند:
الف: وقتی صماخ گوش سالم باشد، داروی پاککننده گوش روزه را باطل نمیکند.
ب: وقتی صماخ گوش پاره شده باشد، این دارو روزه را باطل میکند، چون مقدار زیادی از آن وارد بدن میشود.
قطرچکان چشم:
علمای متأخر در مورد قطره چکان چشم اختلاف نظر دارند که این خود ناشی از اختلاف نظر علمای متقدم در مورد سرمه است. در مورد سرمه دو دیدگاه وجود دارد؛
دیدگاه اول:
سرمه (کشیدن) روزه را باطل نمیکند. علمای مذهب امام ابو حنیفه وعلمای مذهب امام شافعی این دیدگاه را پذیرفتهاند و چنین استدلال کردهاند که مجرایی بین چشم و شکم وجود ندارد پس روزه را باطل نمیکند.
دیدگاه دوم:
علمای مذهب امام مالک وعلمای مذهب امام حنبل بدین باور اند که :سرمه (کشیدن) روزه را باطل میکند. و استدلالشان این است که بین چشم و شکم مجرایی وجود دارد.
و علمای متأخر نیز بر همین مبنا اختلاف نظر پیدا کردهاند:
دیدگاه اول:
قطره چکان چشم روزه را باطل نمیکند. این دیدگاه را ابن باز : و ابن عثیمین : پذیرفتهاند و چنین استدلال کردهاند که یک قطره از این درمان 06/0 سانتی متر مکعب حجم دارد و همه این مقدار نیز به معده نمیرسد، بلکه در اثنای عبور از مجرای اشک کل دوا جذب شده و حتی به حلق نمیرسد. و اگر هم بگوییم: مقداری از آن به معده میرسد، باز این مقدار به حدی اندک است که مورد چشمپوشی قرار گیرد زیرا مقدار ناچیز مثل آب باقیمانده از مضمضه مورد چشمپوشی واقع شده است و به علاوه نه دلیل منصوصی وجود دارد که این قطره را باطل کننده روزه بنامد و نه قطره بر باطل کنندههای منصوص قابل قیاس است.
دیدگاه دوم:
قطره چکان چشم بر سرمه قابل قیاس است و بنابراین روزه را باطل میکند.
رای صحیح این است که قطره چشم روزه را باطل نمیکند. اگر چه طب امروزی ثابت کرده که مجرایی از طریق بینی، بین چشم و شکم وجود دارد، ولی قطره چکان چشم در اثنای عبور از مجرای اشک جذب شده و چیزی از آن به حلق نمیرسد و بنابراین به معده نمیرسد و حتی اگر هم برسد آن قدر ناچیز میباشد که بتوان از آن چشمپوشی کرد، همچنانکه از آب باقیمانده از مضمضه چشمپوشی شده است.
و قیاس آن بر سرمه برای اثبات باطل کننده بودن قطره جشم صحیح نیست، زیرا:
ثابت نشده که سرمه روزه را باطل میکند و حدیث روایت شده در این باره ضعیف است.
این قیاس، بر چیزی است که خود محل اختلاف است.دلایل دیدگاه مخالف در این باره راجح است.
چشم دردی واستعمال سرمه در رمضان :
چشم ازمهمترین اعضای بدن است، ویکی از نعمت های که از جانب پروردگار برای ما انسانها آعطا گردیده است ، چشم نسبت به سایر اعضای بدن خیلی حساس است، که حفظ ومراقبت آن بر انسان واجب میباشد .
چشم به دلیلی بحیث حساسترین عضو بدن نامیده میشود، چون پر از گیرندههای عصبی درد است، یعنی انتهاهای بسیار حساس و ظریفی که این اندام حیاتی را محافظت میکنند. وجود این گیرندهها باعث میشود که جزئیترین چیزها، مثل جریان هوای سرد، هوای خشک وگرم ، وقلت مایعات عصب های موجود در چشم را تحریک کنند وبدین وسیله پیام درد به مغز با سرعت خاصی ارسال گردد ، همچنان سایر عفونت ها ً عفونت سینوسها ماهیچههای مجاور را ملتهب کرده و باعث ایجاد دردی نبضی و گاهی شدید در پشت حدقهٔ چشم میشود که حرکات سادهٔ کرهٔ چشم را مشکل میکند.
استعمال سرمه غرض تداوی چشم دردی در رمضان :
علما ء میگویند که غرض دفع چشم دردی آگر سرمه استعما ل گردد ( اگرچه سياهى سرمه در بلغم هم ديده شود ) روزه را فاسد نمى سازد .
در كتب احاديث آمده است : كه در ايام ماه مبارك رمضان يكى از صحابه كه از درد چشم سخت مى ناليد نزدپیامبر صلی الله علیه وسلم آمد . وبراى آنحضرت گفت : كه چشمم سخت درد ميكند اجازه دارم كه سر مه استعمال نمايم ، انحضرت در جـــواب اش گفت :بلی تو میتوانی سرمه را استعمال نمايى .
همچنان در حـديث از ام المؤ منين عــائشه ( رض )روايت گردیده : « أن النبى (ص) اكتحل فى رمضان وهــو صائم » ( پيامبرصلی الله علیه وسلم سرمه كرد در رمضان در حاليكه روزه بود. »( رواى حديث ابن ماجه )
هكذا بايد گفت كه چشم منفذ براى معده نمى باشد .
اگرچه برخی از فقها به اين نظر اند كه بهتر واحسن است كه استعمال همچو اشيا ء در شب وقبل از سحری صورت بپذيرد.
قورت کردن بلغم در روزه :
در مورد اینکه اگر روزه دار در ماه مبارک رمضان بلغم خود را قورت کند ، روزه اش فاسد میشود یا خیر ، فقها وعلمای اسلام در مورد اختلاف رای دارند . ولی رای صحیح آنست که روزه با بلعیدن بلغم باطل نمی شود، زیرا بلغم در حکم خوردن و نوشیدن قرار نمی گیرد.
شیخ ابن عثیمین رحمه الله می فرماید: «.. وهرگاه علماء اختلاف داشتند مرجع (برون رفت از این اختلاف) کتاب و سنت است، و اگر شک داشتیم در اینکه آیا فلان امر، عبادت را باطل می کند یا خیر؟ اصل بر عدم افساد (آن عبادت) است، و بر این مبنا بلعیدن بلغم روزه را باطل نمی کند.
و مهم آنست: شخص از بلغم پرهیز کند و سعی نکند که (عمدا) آنرا از پایین حلقش به داخل دهانش بیاورد، اما اگر بلغم داخل دهان شد باید آنرا خارج گرداند چه روزه باشد یا نباشد. اما فاسد شدن روزه (توسط آن) نیاز به دلیلی دارد که برای انسان نزد الله عزوجل بعنوان مبطل روزه حجت گردد».
« برای معلومات مزید مراجعه شود به مجموع الفتاوی » (19/356) .
شیخ ابن عثیمین می افزاید :
«قول راجح آنست که بلغم روزه را باطل نمی کند حتی اگر داخل دهان گردد و شخص آنرا ببلعد، اما نباید آنرا ببلعد، زیرا اهل علم (بلعیدن آنرا) حرام دانستند، زیرا بلغم شیئی کثیف است و شایسته انسان نیست که (کثافات) را ببلعد». « لقاء الباب المفتوح » لقاء رقم (153) .
شستو شوی رحم زن در رمضان :
موضوع شستو شوی رحم زن در ماه مبارک رمضان از جمله موضعات است که هم علماء متقدم ومتاخر در باره حکم این مساله بحث نموده اند .
بر خی علما ء شستوشوی رحم زن را با معاینات مقعدی مشابه مینمایند . در ذیل به اختصار نظریات فقها جمعبندی مینمایم :
دیدگاه اول:
مالکیها و حنبلیها میگویند: اگر زن مایعی را در فرج بچکاند، روزهاش باطل نمیشود، با این استدلال که مجرایی فرج زن را به درون شکم وی متصل نمیکند.
دیدگاه دوم:
حنفیها و شافعیها میگویند: روزه زن با این کار باطل میشود، با این استدلال که فرج وی به مثانه متصل میباشد.
نظر طب امروزی :
طب امروزی میگوید : هیچ منفذی بین آلت تناسلی زن و درون شکم وی وجود ندارد و بر این اساس استعمال شیاف بنزد آنان روزه را باطل نمی سازد .
حکم بیهوشی در رمضان:
خواننده محترم !
قبل از همه باید گفت که بیهوشی نوعی شلی عضلات بدن است که با خواب و بی دردی همراه است.
بیهوشی با خواب متفاوت است،مثلا در خواب اگر برای انسان سر دردی پیدا شود ، سریع از خواب بیدار میشویم اما در بیهوشی اگر حتی عضوی از بدن درد هم ویا هم برعمق اعصاب فشار هم بیاورند انسان بیهوش دردی را احساس نخواهد کرد .
درد چیست :
اطباء در تعریف درد مینویسند : درد یک حس ناخوشایند همراه با هیجان(اضطراب) است، به همراه آسیب بافتی.همیشه ذهنی است و رابطه ی مستقیمی با حافظه دارد.درد یک مکانیسم دفاعی است.
انواع بیهوشی:
اطباء بیهوشی را بصورت عموم بدونوع تقسیم نموده اند .
اول بیهوشی منطقه ای :
این بیهوشی معمولا دربرخی از عملیات جراحی که فقط همان موضع مورد عمل بی حس می شود.
دوم بیهوشی عمومی:
که شامل کل بدن بیهوش می شود.
اگر در ماه مبارک رمضان شخصی روزه دار بیهوش گردد آیا روزه اش باطل میگردد یا خیر ؟
بر طبق مذهب امام شافعی و امام احمد، هرکس در رمضان دچار بیهوشی شود خارج از دو حالت زیر نخواهد بود:
اول:
یا در تمام طول روز در بیهوشی به سر می برد، به این معنی که قبل از طلوع فجر (اذان صبح) بیهوش شده و تا بعد از غروب آفتاب به هوش نمی آید.
در اینحالت روزه او صحیح نیست، و باید آنروز را بعد از رمضان قضاء کند.
و دلیل بر عدم صحت روزه او اینست چون روزه عبارتست از امساک و پرهیز از مفطرات به همراه نیت روزه داشتن، به دلیل فرموده الله تعالی در حدیث قدسی که می فرماید: « یَتْرُکُ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ وَشَهْوَتَهُ مِنْ أَجْلِی». بخاری (1894) و مسلم (1151).
یعنی: روزه دار، خوردن، آشامیدن و ارضای تمایلات جنسی را بخاطر من، ترک می کند.
که در این حدیث قدسی، خداوند متعال ترک خوردن غذا و نوشیدنی را به روزه دار اضافه کرده، درحالیکه در شخص بیهوش نمی توان این ترک را اضافه کرد.
و دلیل بر وجوب قضاء روزه بر او، این فرموده الله تعالی است « فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» البقرة/ 184. یعنی: پس هرکسی از شما بیمار یا در سفر باشد، تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرد.
|
دوم: |
مرض سل وروزه:
مرض سل یا توبرکلوز (به اختصار تیبی) از جمله مریضی های ساری و مهلک بشمار میرود که عامل اساسی آن مایکوباکتریومها یا به طور دقیقتر میکوباکتریومهای سلی است.
در مریضی سل بطور اساسی ششهامورد حمله قرار میگیرند، این نوع سل را تیبی ریوی نیز می نامند . ولی از سایر اعضای درگیر در سل میتوان سیستم عصبی مرکزی، غدد لنفاوی و گردش خون، دستگاه تناسلی و ادراری، معده ، استخوانها، مفاصل وپوست را نام برد. از علایم ونشانه های بارز مرض سل میتوان از سرفه مزمن همراه با خلط سینه آغشته به خون، تب، وتقلیل وزن نام برد .
مریضی سل به تداوی ومعالجه طولانی ضرورت دارد وبرای تداوی آن معمولآ از آنتی بیوتیکهای متفاوت استفاده مینمایند . این مریضی در کشور های جهان سوم زیاد دیده میشود .
مریض سل ورمضان :
شخصیکه مبتلا به مرض سل ریوی باشد ، وداکتر معالج مسلمان و متقی برای او تجویز کند که باید برای جلوگیری از ضرر وارده بر بدنش روزه نگیرد، پس می تواند از رخصت شرعی استفاده نماید روزه خویش را فطار نماید . تا زمانیکه مشکل جسمی اش برطرف گردد ، بعدا میتوان بر قضاء روزه اقدام نماید .
شیخ محمد بن ابراهیم رحمه الله درجواب سوال که در مورد سل از نزد شان بعمل آمده بود مینویسد:در صورتیکه طبیب مسلمان حکم نماید که مریضی سل بر صحتمندی شخص ضرر میرساند ، شخص حق دارد که روزه اش را بخورد ، و بعد از بهبودی رزوه خویش را ا قضاء نماید».( برای معلومات مزید مراجعه شود : فتاوی الشیخ محمد بن إبراهیم رحمه الله (4/181، 182).
همچنان اگر برای شخص روزه دار ، مریضی سل اش قابل علاج و بهبودی نباشد وگرفتن روزه برایش زیان اور تمام میشود ، در اینصورت نیازی به قضاء روزه هم نیست و کافیست تا در بدل هرروزه مسکینی را طعام و غذا دهد.
مردم مسلمان افغانستان مردم متحد، صلح دوست، عرفان دوست، پيرو مذهب امام اعظم ابوحنيفه (رح) و بيزار از هر نوع بي اتفاقي و خشونت است. متاسفانه مدارس و مراكزي در شهر هرات فعاليت دارند و موجب بي نظمي، بي عقيده گي؛ و تكفير و توهين به امامان مجتهد و ائمه دين مي كنند، لذا بر آن شديم تا جمعي از نويسندگان از حريم عقيده و مذهب اهل سنت و جماعت دفاع نمائيم. منتظر نظرات، پيشنهادات و انتقادات شما هستيم.