عقيده اهل سنت و الجماعت
آخرين مطالب
لينک دوستان
+ نويسنده جمعي از نويسندگان در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 |

و علت اصل مسلك، پياده شدن وهابي اين بود كه در سنه 1221 هجري چون محمد بن عبدالوهاب بنيان سلطنت تركان عثماني روم را در تزلزل ديد، از موقعه استفاده كرده با عده اي از ياغيان بر حرمين حمله آور شد و بسياري از علما مقلدين مذاهب شهيد كرد. خون آنها را مباح كرد و در آخر سنه 1223 ه لشكر سلطاني بر آنها مظفر شد و بعد از مدتي كه شريف حسني با تركان غدر كرده به انگليسها پيوست و تركان از حرمين شريفين شدند و آل سعود بر شريف حسيني غالب شد محمد بن عبدالوهاب در پرده دين به آنها ملحق شد تا قدرت خود را بر اهل مذاهب متمكن كند و سلطه خود را بر آنها اجرا كند اگر چه هدفش تحصيل ماديات بود اما صورت دعوايش چون توحيد نما و شرك شكن بود مثل جو فروش گندم نما يا گرگ در پوستين ميش.

عده اي دعوت او را لبيك گفته دور و بر او گرد آمدند و تمركز و صورت مسلكي خاص پيدا كردند، كذا حققه مولانا عبدالحي لكنهوي بحر العلوم در تنبيه الوهابيين، ج 1، ص 274.

استفتاء 172 ج 1، ص 251

معرفي فرقه وهابيه

نجدي و وهابي كدام عده اي هستند با همه مقررات سوال اول و نظريه شما در مورد اين گروه ها گذشته از مودودي و بريلوي و قادياني و غير مقلد و نجدي و غيره چيست؟

جواب:

نجدي و وهابي ها گروهي هستند كه پيروي از محمد بن عبدالوهاب مي كنند اين بزرگوار متولد سنه 1115 ه بود و 90 سال عمر داشت و همعصر و همدرس حضرت شاه ولي الله دهلوي (رح) بود زيرا كه شاه صاحب متولد 1114 ه و متوفي 1176 ه بودند.

اين هر دو در مدينه طيبه از شيخ محمد حيات سندي (رح) استفاده كرده اند.

محل تولد نجدي در عينيه بود و مركز جماعتش هم آنجا بود كه يكي از شهرهاي نجد است. ايشان عالم و حنبلي مذهب بودند و نوعيت تحريكش نوعيت تحريك ابن تيميه و شاگردانش ابن قيم و شاه ولي الله دهلوي و شاه اسماعيل مي بود.

عقائدش مثل عقايد ابن تيميه بود و تصوف و تقليد را كماحقه قائل نبود و چنانچه پسرش شيخ عبدالله و نواسه اش شيخ صالح در تاليفات خود كاملاً نوشته اند، البته در مزاج و نوعيت تحريك او فوق العاده تندروي بود از اين وجه در افراط رفته و در چند مسئله معدود خلاف جمهور گامزن شد مثل مسئله سفر به زيارت نبي اكرم (ص) را جائز نداشتند.

دوم: توسل باالنبي (ص) و صالحين را ناجائز مي گويند. سوم: سوال شفاعت را وقت حضور به عرض سلام دربارگاه رسالت روا نمي دارد. چهارم: در اشعار و غيره استعانت و استغاثه بنوعيت خطاب را اگر چه بعقيده صحيحه باشد كه حاضر و ناظر نداند هم شرك مي گويد. پنجم: تاركين نماز را كافر و واجب القتل مي داند و در اين امور ديوبنديان با جمهور موافق اند.  تعلقات ديني و دنيوي با آنها روا است. بنده با اين گروه ها هم عقيده نيستم و قاديانيان را كافر مي دانم.

 

استفتاء:

بنام خداوند كه هست راهنما

و كرد راه حق را زباطل جدا

همي خواهم بپرسم چند سوالي

بده اكنون برايم پاسخ عالي

بگو اول كه چيست خط وهابي

در اين باره فرست بر من كتابي

ز مودودي بگو و حزب اخوان

بده اعمالشان تطبيق بقرآن

كدامين يك بود زينها حقيقت

و هست آن پيرو خط شريعت

تصوف را بكن تشريح برايم

كه تحقيق بود اينها برايم

جواب:

وهابي در حقيقت گروهي هستند كه اتباع شيخ محمد بن عبدالوهاب نجدي مي كنند و ايشان غير مقلداند. تقليد ائمه نمي كنند و اكثر اساتذه و شاگردان جامعه اسلاميه در مدينه منوره از همين گروه خود را در اين وقت سلفي و حنبلي مي گويند- اين گروه موحدند ولي غالي و متعصب اند در هند و پاكستان چون بدعتيان و بريلويان و رضاخانيان ضد علماء ديوبند شدند چرا كه ديوبنديان ضد و دشمن رسوم و بدعات بودند و اين خلاف هدف و مرام مبتدعان بود حالا خواستند كه علما ديوبند جلو مقلدين ائمه بدنام كنند همين لقب وهابي را گرفته بر ايشان اطلاق كردند تا مسلمانان مقلدين ائمه از ديوبنديان بدبين گردند. و گرنه علما ديوبند و ديوبنديان مقلد خالص هستند و مارك وهابي به آنها هيچ مناسبت ندارد مگر مراد از وهابي وهاب نام خدا باشد پس ديوبنديان هم به اين معنا وهابي اند.

حزب مودودي و اخواني مرام و اهداف شان يكي است همچو دو مغز كه در يك پوست باشند.

بنده از مودوديان كاملاً باخبرم، احفر فقط گروه ديوبندي را پيرو خط شريعت كما حقه و پيرو سنت حقيقت و مويد مذاهب و خدام دين مي دانم ديگر نجديان و مودوديان و اخوانيان و بريلويان را هم مسلمان مي دانم اما اينها را گروه منحرف از خط مستقيم شريعت و اتباع سنت تا حدودي نه كاملاً مي دانم و اتباع و پيروي و گرايش مردم را به اين گروه ها غير از ديوبنديان مضر ميدانم ضرر اين گروه ها از نفع شان زياده تر است.

تصوف بذات خود خيلي چيزي خوب و زيبا است اگر صاحبش متبع شريعت و سنت باشد و توضيح اين گروه ها را در صداي فطرت رساله احقر ببينيد و توضيح تصوف و مسائلش را در ضمائر الحكمه ترجمه بصائر حكيم الامت رساله احقر مطالعه كنيد و دريافت كنيد ص 271، احقر خودم مذهباً حنفي و مسلكاً ديوبندي و مشرباً نقشبندي مجددي هستم.

در مورد وهابيها چه عقيده بايد داشت؟

ما پيروان مذهب حنفي در مورد وهابيها چه عقيده داشته باشم؟ جواب: علماء ديوبند آنها را كافر نمي دانند البته متعصب و اهل زيغ مي دانند كما في خير الفتاوي ص 375 ج 1 و كفايت المفتي ص 197 ج 1 و غيرهما. در مورد حسن البنا مطالعه كامل ندارم ولي درباره سيدقطب و مودودي احقر جابجا ايشانرا اهل زيغ نوشته ام و مورد تائيد خود قرار نداده ام البته ايشانرا كافر نمي دانم، مسلمان هستند ولي از مسير صحيح، انحراف دارند.

منبع: فتاوي منبع العلوم كوه ون، مولانا محمد عمر سربازي (رح)